P
P.2
_
جونگکوک منتظر بود. اما اون نیومد.
طبق گفتش "تا امشب نیای من دیگه از فردا نمیشناسمت" عمل کرد.
از فردا پیش همه تظاهر میکرد که اونو نمیشناسه.
تظاهر میکرد که هیچوقت این اسم رو نشنیده.
تظاهر میکرد که هیچوقت برای این اسم دلتنگ نبوده.
تظاهر میکرد که دیشب فقط مست بوده و یادش نمیاد که چه کارایی کرده.
تظاهر میکرد که همچین اسمی براش وجود نداشته و یه مزاحمه.
اما همه میدونستن که ته دل جونگکوک چی میگذره.
درد، ناراحتی، خشم، دلتنگی و ... .
همه بهش میگفتن که اون برمیگرده اما اون تحمل نداشت.
همون موقع میخواستش.
همون لحظه.
هنوز اونو سیو داشت.
پیام های قبلیشون رو با بغض میخوند.
پیام های جدیدش هم سین نخورده بودن.
درد داشت.
درد داشت که چند روز صبر کنه.
بعد از اون پیاما پیامی نده.
سخته صبر کردن
روزها گذشته ولی اون برنگشته.
جونگکوک توی این چند روز متوجه شد که دخترک بخاطر اینکه از یکی دیگه شکست خورده رفته.
بدتر عصبانی شد. چون به اون قول داد که کنارش باشه و سعی کنه اونو فراموش کنه.
اما دخترک تنهایی و بغض و حبس رو ترجیح داد.
بالخره بعد از چند روز دخترک برگشت.
هنوز حالش بد بود ولی نشون میداد که پرانرژیه.
دلش برای یکی خیلی تنگ شده بود.
جونگکوکش)
_
ادامه دارد... .
_
جونگکوک منتظر بود. اما اون نیومد.
طبق گفتش "تا امشب نیای من دیگه از فردا نمیشناسمت" عمل کرد.
از فردا پیش همه تظاهر میکرد که اونو نمیشناسه.
تظاهر میکرد که هیچوقت این اسم رو نشنیده.
تظاهر میکرد که هیچوقت برای این اسم دلتنگ نبوده.
تظاهر میکرد که دیشب فقط مست بوده و یادش نمیاد که چه کارایی کرده.
تظاهر میکرد که همچین اسمی براش وجود نداشته و یه مزاحمه.
اما همه میدونستن که ته دل جونگکوک چی میگذره.
درد، ناراحتی، خشم، دلتنگی و ... .
همه بهش میگفتن که اون برمیگرده اما اون تحمل نداشت.
همون موقع میخواستش.
همون لحظه.
هنوز اونو سیو داشت.
پیام های قبلیشون رو با بغض میخوند.
پیام های جدیدش هم سین نخورده بودن.
درد داشت.
درد داشت که چند روز صبر کنه.
بعد از اون پیاما پیامی نده.
سخته صبر کردن
روزها گذشته ولی اون برنگشته.
جونگکوک توی این چند روز متوجه شد که دخترک بخاطر اینکه از یکی دیگه شکست خورده رفته.
بدتر عصبانی شد. چون به اون قول داد که کنارش باشه و سعی کنه اونو فراموش کنه.
اما دخترک تنهایی و بغض و حبس رو ترجیح داد.
بالخره بعد از چند روز دخترک برگشت.
هنوز حالش بد بود ولی نشون میداد که پرانرژیه.
دلش برای یکی خیلی تنگ شده بود.
جونگکوکش)
_
ادامه دارد... .
- ۱.۱k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط