مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

#Part7

یهو جونگکوک بیدار شد داشت نگام می‌کرد منم داشتم از خجالت اب میشدم چند ثانیه گذشت همینطور دراز کشیده بودیم که یهو جونگکوک گفت"

+راحتی

_ام.. ام من چطوری اومدم اینجا؟

+من بلندت کردم اوردمت رو تخت

_مم..ممنون

+خب تو خدمتکار نیستی؟

_چرا

+خب چرا الان رو تخت کنار منی؟

درجا بلند شدم و گفتم"

_ببخشید تکرار نمیشه قربان

+اوکی
برو صبحانه رو اماده کن

_بله قربان

و بعد رفتم بیرون از اتاق و رفتم پایین همینطور داشتم با خودم حرف میزدم و میگفتم"

+ اخه مرتیکه هول کثیف رو مخ فک
کردی کی هستی داری این کارو میکنی پدرم چرا اینجوری کرد خدا الان من چطور این اشغال رو تحمل کنم

داشتم با خودم هی کلنجار میرفتم که سرم به یه نفر خورد انگاری سرم به سنگ خورده اخه اشغال من سرم پایینه تو چی تو که کور نیستی وقتی سرمو بالا اوردم یه پسر بود یکم شباهت با جونگکوک داشت فک نکنم بادیگارد ش باشه شاید یکی از اقوامش باشه نگاش کردم لب زد"

+کوچولو تو میدونی جونگکوک کجاست؟

کوچولو عمته اشغال
_شما؟

+یکی از اقوامش هستم

[ای وای بدبخت شدم]

_ب..بله جونگکوک طبقه دوم تو اتاقش

+ممنون

صدای جونگکوک اومد گفت"

+هی دختره صبحونه امادس

چیزی نگفتم یهو اون پسره گفت"

+سلام داداش
و بعد بغلش کرد

_تو اینجا چیکار میکنی جان

+داداش اینطوری نکن 5 سال از اون اتفاق گذشته بیا باهم خوب باشیم

_نیازی نکرده من اینطوری راحت ترم

+داداش فعلا صبحونه دست این کوچولو رو بخوریم بعدا درمورد اینم صحبت میکنیم

_اولا اون کوچولو فقط کوچولو منه دوما لازم نکرده اینطوری صداش کنی

ذوق مرگ شدم با این حرفش چشام داشت برق میزد"

+اعصبانی نشو داداش ببخشید درضمن تو داری ازش استفاده میکنی منو تو که نداره

_مرتیکه عوضی
یهو یه مشت خالی کرد تو صورتش

داشتم از ذوق میمیردم انگار شوهری چیزیم بود خوداا

یهو جان بلند شد دستشو برد بالا اومد جونگکوک رو بزنه دویدم دستشو گرفتم و گفتم"

+ام فک کنم باید دعوا رو تموم کنید نه؟

هردوشون داشتن یه جوری نگام میکردن فک کنم میخواستن یه مشتم رو من خالی کنن چه گوهی خوردم من بین اینا وایستادم که یهو جونگکوک دستمو گرفت...

-------------


قشنگا بقیه ش توی کام هس اینجا جا نشد👐🏻


#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
دیدگاه ها (۹)

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part8رفت مرتیکه چلغوز خدا زدهمنم رفتم ن...

بانو فالوشه@989218_5724

بانو فالوشه@selin98

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Part6+الان میگی یا برم...حرفشو قطع کردم...

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂‌#Part4یهو روشو به من کرد و گفت‌"+تو حرو...

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂 #Part1یه روز ساده داشتم اماده میشدم برم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط