P
P.3
_
تهیونگ: اره خستم کردن.
مثل همیشه داد میزدم
عصبانی بودم.
نتونستم خودمو کنترل کنم.
لیلیوم: خب اینقد سخت نگیر، اصلا چند روز مرخصی بگیر استراحت کن پیشم باش.
تهیونگ: تو که همیشه پیشمی، سمت چپ سینم.
لیلیوم خنده کوچیکی کرد.
تهیونگ: قلب من یخیه.
سردِ سرده.
اما برای تو، یه قلب کوچیکه که تند تند میتپه.
لیلیوم: میدونم نمیخواد یادآوری کنی)
فقط آروم باش.
تهیونگ: توی این لحظه اصلا بهم نگو آروم باش.
چون آروم ترین این دنیام.
_
پایان... .
_
تهیونگ: اره خستم کردن.
مثل همیشه داد میزدم
عصبانی بودم.
نتونستم خودمو کنترل کنم.
لیلیوم: خب اینقد سخت نگیر، اصلا چند روز مرخصی بگیر استراحت کن پیشم باش.
تهیونگ: تو که همیشه پیشمی، سمت چپ سینم.
لیلیوم خنده کوچیکی کرد.
تهیونگ: قلب من یخیه.
سردِ سرده.
اما برای تو، یه قلب کوچیکه که تند تند میتپه.
لیلیوم: میدونم نمیخواد یادآوری کنی)
فقط آروم باش.
تهیونگ: توی این لحظه اصلا بهم نگو آروم باش.
چون آروم ترین این دنیام.
_
پایان... .
- ۴۹۲
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط