یوسف من تویی و من آن زن مصری که ز شوق

یوسفِ من تویی و من آن زنِ مصری که زِ شوقِ
لحظه ی دیدنت انگشت به چاقو زده ام..

💫مرحبا خوب دلم را به نگاهی بردی
قبلِ تو هیچکسی عُرضه ی این کار نداشت💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

همیشه می‌گفتم اگه فلان چیز عوض شه، اون وقت دیگه خوشحال می‌شم...

امان از دست صدیقه😅🤭#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس#بانوی_احساس#کلیپ_...

نشسته ام کنارِ پنجرهو باد ملایمی می وزد …درخت ، می خرامَد از...

زدم زیر گریه…مثل آدمی که بلندترین کوه و شیب‌دارترین صخره‌ها ...

پارت ۵اوبیتو وارد کافه بار شد. از وقتی که پدر و مادرش وقتی ک...

رمان غریبه کوچولو

پارت ۹اوبیتو بعد از آغوش گرمی که 'استاد' به او هدیه داد، احس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط