اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"

پارت "49"

"ویو پارک جیمین"

بعد از شام...
آنجلینا هنوز داشت درباره‌ی اون سفر حرف می‌زد
از ویلا می‌گفت، از جنگل، از اینکه صبح‌ها زود بیدار بشیم و پیاده‌روی کنیم، از اینکه شب‌ها همه دور هم بشینیم و آتیش روشن کنیم...

بعد رفت تا استراحت کنه..
همین که رفت، گوشیمو برداشتم
اول به مامان زنگ زدم و خودشو بابا قبول کردن..
بعد با جینا تماس گرفتم که اون و ته هم اوکی دادن..
جونگ کوک هم ب لارا حرف زدو گفتن میایم..
اخرین نفرا مامان و بابای آنجلینا بودن و بعد کلی اصرار تونستم راضی شون کنم..
بعد گوشیو کنار گذاشتم..

حالا فقط مونده بودم چطور به خودش بگم رفتم سمت اتاق در رو آروم باز کردم...

آنجلینا روی تخت نشسته بود و داشت توی گوشیش چیزی می‌نوشت...
تا منو دید سرشو بالا آورد:
+چی شد؟

لبخند زدم:
_هیچی

چشم‌هاشو ریز کرد:
+جیمین...

_جانم؟

+رفتی با همه حرف زدی؟

سرمو تکون دادم:
_آره

از تخت پایین پرید:
+خب؟

چند ثانیه نگاش کردم و عمدا مکث کردم:
_قبول کردن

چشم‌هاش گرد شد:
+واقعا؟

خندیدم:
_آره

هنوز جمله‌م تموم نشده بود که با ذوق اومد سمتم و خودش رو انداخت توی بغلم...
دستام ناخودآگاه دور کمرش حلقه شد...
صدای ذوق‌زده‌ش کنار گوشم پیچید:
+یعنی واقعا میریم؟

خندیدم:
_آره خانوم کوچولوم...

+یه هفته؟

_اگه همون یه هفته‌ای که گفتی بشه، آره..

با ذوق سرشو تکون داد:
+وای جیمین

هنوز توی بغلم بود بعد یهو سرشو بالا آورد، با اون چشم‌های آبی ذوق‌زده نگام کرد و...
برای اولین بار...
خیلی سریع یه بوسه‌ی کوچیک روی گونه‌م زد..
خشکم زد..
واقعا خشکم زد...
آنجلینا هم انگار تازه فهمیده بود چی کار کرده...
چشم‌هاش گرد شد و آروم ازم فاصله گرفت دستشو گذاشت جلوی دهنش:
+من...

نتونستم جلوی لبخندمو بگیرم دستم رفت روی همون قسمتی از گونه‌م که بوسیده بود...
_این اولین بار بود

صورتش سرخ شد:
+چی؟

_اولین بار بود خودت منو بوسیدی

+جیمین...

خندیدم:
_خیلی هم خوب بود..

+حرف نزن

برگشت سمت تخت که فرار کنه، ولی دستشو گرفتم:
_خانوم کوچولو؟

برگشت:
_ممنون

چند ثانیه نگام کرد بعد یه لبخند کوچیک زد:
+خواهش می‌کنم...


" • • • • • • • • "
" روز رفتن به جنگل.. "

بالاخره بعد از چند ساعت راه رسیدیم ویلا...
همین که ماشین‌ها ایستادن، من سریع پیاده شدم و با ذوق به اطراف نگاه کردم:
+وای بالاخره رسیدیم..

جونگ‌کوک از پشت سرم گفت:
_ آروم‌تر دختر، هنوز چمدونا توی ماشینه...

+خب ذوق دارم

تهیونگ خندید:
_ از وقتی راه افتادیم همینو میگی...

+خب چون خوشحالم دیگه..
لارا دستشو دور بازوی جونگ‌کوک انداخت:
_ ولش کن، بذار ذوقشو بکنه...

جینا هم با لبخند پیاده شد و تهیونگ سریع رفت سمتش:
_ خوبی؟

_ آره تهیونگ، خوبم..

همه کم‌کم وسایل رو بردیم داخل..
+جیمین!

_ جانم؟

+فردا صبح حتما بریم جنگل..

_ باشه..

+قول؟

_ قول

لبخند بزرگی زدم:
+یه هفته هم بمونیم...

_ ببینیم بقیه چی میگن..

+خودت راضیشون کن

_ باشه خانوم کوچولو

همون موقع جینا یه دفعه دستشو جلوی دهنش گذاشت
تهیونگ سریع متوجه شد:
_ جینا؟

جینا چیزی نگفت و رفت سمت سرویس
تهیونگ هم پشت سرش رفت...
جونگ‌کوک آروم گفت:
_ باز حالش بد شد؟

لارا سر تکون داد:
_ احتمالا

چند دقیقه بعد جینا برگشت و تهیونگ هنوز کنارش بود:
_ بهتر شدی؟

جینا لبخند کوچیکی زد:
_ آره

همه مشغول حرف زدن بودن که جیمین اومد کنارم آروم گفت:
_ خسته شدی؟

+نه..

_ مطمئنی؟

+آره

نگاهش کردم و لبخند زدم..
همون لحظه دستش دور کمرم قرار گرفت..
و قبل از اینکه بفهمم چی میشه، خیلی کوتاه لب‌هاشو روی لبم گذاشت...
قلبم باز دیوانه وار تپید..
و بدنم گرم شد..
چشمام گرد شد..
همین که ازم فاصله گرفت، از شدت خجالت و شوک با صدای بلند جیغ زدم:
+چیکار میکنییییی جیمین..

همه برگشتن سمتمون
جونگ‌کوک با اخم گفت:
_ چی کار کردی با خواهر من؟

تهیونگ هم با همون قیافه‌ی جدی گفت:
_ جیمین

جیمین کاملا خونسرد ایستاده بود و فقط داشت به من نگاه می‌کرد:
_ چی شد؟

با ناباوری بهش خیره شدم:
+چی شد؟ جلوی همه بوسم کردی..

جونگ‌کوک گفت:
_ دقیقا

تهیونگ با حرص گفت:
_ ما اینجاییم خب

بابام هم از اون طرف با اخم گفت:
_ جیمین جان، یکم مراعات کن دیگه...

جیمین سر تکون داد:
_ چشم عمو

من هنوز حرصم گرفته بود:
+اصلا چرا این کارو کردی؟

آروم نگام کرد:
_ چون دلم خواست...

+مرتیکه...

جونگ‌کوک سریع گفت:
_ من با این •دلم خواست• مشکل دارم.

ادامه در کامنت💆🏻‍♀️
شرط؟
200 لایک
90 بازنشر
دیدگاه ها (۲۱)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "48""ویو پارک آنجلینا"چند ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "47""ویو پارک آنجلینا"چند ...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "40 "ویو جئون آنجلیناحدود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط