گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر

گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکشم از پنجره سر
اندوه، که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس، که مهتاب شدی وقت سحر

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

فردا فردا کردن

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط