هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم

هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم

آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم

تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم

این بلایی است که روز ازل از دوست خریدم
#یا_رقیه
دیدگاه ها (۲)

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

🙇Ebrahim🚴Soleimeny🙇:روی پوستم، نقشه‌ای از زخمِ کهنهشمارِ نبر...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

رمان عشق ممنوع

.......//برده ی زیبا//.......

کاش بودی و کیف میکردی که چطور اون چند مسافر یمنی که در دیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط