🙇Ebrahim🚴Soleimeny🙇:

🙇Ebrahim🚴Soleimeny🙇:
روی پوستم، نقشه‌ای از زخمِ کهنه
شمارِ نبردهایی که هیچ‌کس ندید
مدالِ افتخارم… همین‌جا، روی استخوان‌هایم
زیر آوارِ سکوتی که عدالتش را بلعید.
می‌پُرسم از افلاک؛ در این بی‌خبریِ محض
آیا خدا، “صبر” را به تیغِ من می‌سود؟
یا از ازل، خط به خط، با جوهرِ سیاه
تقدیرِ من را… در کتابی از دود نوشت؟
من، آزمونِ تو بودم؟ یا قربانیِ یک قصه؟
که پایانش را قبل از آغاز، نوشته بودند
زخم‌ها، نه نشانِ افتخارند، نه مدال
آن‌ها، ردِ پاهایِ خدایی‌اند که از من،
عبور کرد و… هیچ‌گاه برنگشت.
دیدگاه ها (۰)

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

خودم💗

ای ای ای کراشم 🤤بنده درحال ذوب شدن💗🤭

هییی عشقم از چی عصبانی هستی کراش اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط