این عذاب، همچون زنجیری است که به پاهایم بسته شده و هر بار

این عذاب، همچون زنجیری است که به پاهایم بسته شده و هر بار که سعی می‌کنم از آن رهایی یابم، بیشتر به عمق تاریکی فرو می‌روم. آیا روزی خواهد آمد که این زخم‌ها التیام یابند؟ یا باید تا ابد در این جهنم خاموش بسوزم؟
دیدگاه ها (۰)

جنگل نفرین شده پارت ۱

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

دردسرهای بچه داری پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط