شلیک کن

شلیک کن...

شلیک کن...
آخرین گلوله ی هفت تیرت را
وسطِ پیشانی ام
میانِ اَبرُوانم
زخم بر پیشانی می خواهم
داغ بر دلم زیاد است
به من بگو
چقدر یک نفر می تواند
هرشب
به قلب خودش شلیک کند
و صبح دوباره
دوست داشتنت را از سر گیرد...؟
دیدگاه ها (۰)

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

دراین میانه مرا هم صبور می خواهدچرا زمانه مرا از تو دور می خ...

F

گاهی شلوغی‌های دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که یادمان می‌رود یک ن...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

p7

در خواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط