بر مزار ایستادهاند

بر مزار ایستاده‌اند

بی‌گریه، بی‌کلام.

جنگ سال‌هاست تمام شده

اما سکوتشان

هنوز صدای همان روزهاست.

دستی روی سنگ

نامی که آهسته خوانده می‌شود—

انگار اگر بلندتر بگویند

مرگ دوباره اتفاق می‌افتد.
دیدگاه ها (۹)

زمانی دل‌ها به هم نزدیک‌تر بود.صفا و صمیمیت مثل هوای تازه تو...

جوونی بعضی وقت‌ها بی‌صدا می‌سوزه؛ میون روزمرگی‌ها، حسرت‌ها ...

هر شب، وقتی پلک‌هایم آرام روی هم می‌لغزند، سوتِ قطاری دوردست...

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای ه...

‌╭────────╮ 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞 ‌╰────────╯عــشــق‌و‌نــف...

دیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط