سناریو ساسونارو

مقصر
پارت ۱۱




اوبیتو: واااااااااااااااای ارومتر مواظبببب باششش
اوبیتو: اینوررررر بیااااا اونورررر نرووو پایین نروووو بالاااا بیااااا نپیچ راست بپیچ چپ یه شاخهههه هوففف بخیر گ.... واااااای یه تنهههه😱 مراقببب باششش
کاکاشی: اوبیتووو دهنووو ببنددد
و کاکاشی یه مشت زد تو سر اوبیتو
اوبیتو: چرااا میزنی😢
کاکاشی: حقته چرا اینقدر هوار میزنی 🤬
اوبیتو: اخه تو مراقبت نمیکنی میترسم😢
کاکاشی: من مراقب هستم بخاطر داد‌وهوار های تو نزدیک بود از درخت بیوفتم پایین💢
اوبیتو: باشه دیگه حرف میزنم
کاکاشی: خوبه
اوبیتو : .......................میگم
کاکاشی: دیگه چیه 💢
اوبیتو: میتونی ..... یه ذره.... یه کوچولو.. یه ریز میزه... ارومتر بری
کاکاشی: اوبیتوووووووووووو خفههههههه 🤬
اوبیتو: باشه بابا گوه خوردم دیگه لال میشم تو حرص نخور عزیزم برات خوب نیست
کاکاشی: 😤😤
فوگاکو: اوبیتو به نظرم از کاکاشی فاصله بگیر
شیسویی: به نظر منم.... امگاهای عصبانی واقعا خطرناکن..... مخصوصا اگه امگات حامله‌ هم باشه.... من تجربشو داشتم ... اصلا امن نیست
اوبیتو یکمی از کاکاشی دور شد تا مورد ضرب‌وشتم قرار نگیره
فوگاکو: به نظرم همین جا اُتراق کنیم
همه وسایلاشو گذاشتم زمبن و مشغول چادر زدن شدن کاکاشی هم به درخت تکیه داده بود و داشت استراحت میکرد که دوباره سر‌و‌کله‌ی الفای دلقکش پیدا شد
اوبیتو: کا‌کاشیییی... عشقممممم
کاکاشی: چی میخوای 💢
اوبیتو: اون چیزی که تو دستته رو میدی به من
تو دست کاکاشی انبه‌ی جنگلی بود که داشت میخوردش
کاکاشی: عمرااااا چرا بدم بهت😠
اوبیتو: اخه اون ضرر داره قشنگم .... بجاش بیا این سیب‌ها رو بخور
کاکاشی: نمیخوام اوبیتو میخوام انبه بخورم
اوبیتو: نگاه اینا خیلی خوبنا ..... اونا بده اینا رو بگیر
کاکاشی: گفتم نه😠
اوبیتو: باشه اصرار نمیکنم................... بدش به منننن
و انبه رو کشید و کاکاشی هم شروع کرد به کشیدن
اوبیتو: ولششش کنننن عزیزززززم
کاکاشی: اوبیتو انبه رو پس بدههه
اوبیتو: عمراااااااااا
و انبه شوت شد تو گِل
اوبیتو: اوه اوه😧
کاکاشی: انبه‌ی منو انداختی تو گِل💢
اوبیتو: عشقم اروم باش... بیا سیب بخور😅
کاکاشی: خودم همین سیبو از خروجیت وارد میکنم از ورودیت خارج میکنممم 🤬
و دویید دنبال اوبیتو
اوبیتو: گوهههه خورررردم عزیزممم😱
کاکاشی: واستااااااا🤬
شیسویی: هییییی..... من گفتم امن نیست

.................................................

الفا: اون ساسوکه خیلی رو مخمه باید حقشو بزارم کف دستش و........ دقیقا میدونم باید چیکار کنم😈



ناروتو اروم چشماشو باز کرد اتاق دوباره خالی بود خیلی یواش روی تخت نشست و سرشو تکیه داد به تاج تخت زنجیر‌هاش خیلی سفت‌تر بودن و دستشو زخم میکردن همینطور که داشت به دستاش نگاه میکرد صدای در رو شنید فکر کرد ساسوکست ولی.....

الفا: خب ببینیم کی اینجاست
🍥: ت..تو
الفا: اره من😈
🍥: چ..چرا اینجایی
الفا: نمیدونم.............. شاید اومدم یه طعمه‌ی خوشمزه‌ رو گیر بندازم
و نزدیک تخت شد ناروتو سریع از سرجاش پرید
🍥: ازم فاصله بگیر عوضی هوللللل💢
الفا: اوه اوه امگای وحشی خوشم اومد😈..... خیلی از ابن جور امگاها خوشم میاد مخصوصا اگه یه پسر خوشگل و س*ک*سی باشه ..... چطوره شروع کنیم عزیزم
ناروتو اومد فرار کنه که دستش گرفته شد و پرت شد پایین تخت
الفا: کجا با این عجله😈
🍥: ولمممممم کننننن کثافتتتت💢
الفا: ولت میکنم ولی بعد از اینکه کارمون تموم شد
و دستشو برد تو لباس ناروتو . ناروتو بخاطر زنجیر ها و ضعف جسمی نمیتونست کاری کنه اشکاش از چشماش پایین میومد یکی رو میخواست کمکش کنه و یهو یاد یکی افتاد تنها کسی که تو اینجا داشت ....... الفاش برای همین داد زد
🍥: سااااااااااااسوووووووکههههههه
الفا جلوی دهن ناروتو رو گرفت
الفا: هیسسس . فایده‌ای ندار......
ولی حرفش نصفه موند چون با شتاب پرت شد تو در و در شکست و محکم خورد به دیواره راهرو ناروتو چشماشو باز کرد و ...... اون اینجا بود...... الفاش ..... ساسوکه
💙: گفتم تهدید الکی نمیکنم🤬
ساسوکه با خشم بسیار رفت سمت مرد و موهاشو کشید با خودش برد و مرد رو روی زمین میکشید کل صورت مرد خون بود همه با این تصویر خشکشون زده بود ساسوکه در رو با قدرت باز کرد و مرد رو پرت کرد کنار الفاهای دیگه
مرد ۱: این دیگه چیه
زن ۲: تو چیکار کردی
💙: این عاقبت کسیه که امگای من دست بزنه اگه یک بار دیگه به امگای من نزدیک بشید کل اینجا رو سرتون خراب میکنم 🤬
و در رو کوبید و رفت بیرون
ناروتو داشت گریه میکرد که سایه‌ی ساسوکه رو دید
ساسوکه با نگاه سردش روبه‌روش نشست
🍥: سا...ساسوکهه
و ناروتو خودشو انداخت تو بغل ساسوکه و گریه کرد ساسوکه با اینکه واکنشی نشون نداد ولی راضی بود که به موقع رسیده

////////////////////////////////////////////

پایان😉
دیدگاه ها (۶۵)

راپونزلی که بقیه دوست دارن اما..... انتظاری که از دیزنی من د...

سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط