توضیح

توضیح::

توضیح::
یه بار دوستای قدیمیم برای خراب کردن من تو مدرسه
یه گروه تشکیل دادن و زنگ تفریح اومدن پیشم و
بهم کلی فحش میدادن و تهمت میزدن و من خیلی ریلکس
دست کسی که همه ی اینا تقصیر خودش بود رو گرفتم و
بردمش یه گوشه و به بقیه گفتم میخوام تنهایی باهاش صحبت
کنم و بعدش یهو زدم دستشو شکوندمو دهنشو گرفتم و در گوشش
گفتم با در نیوفت بچه جون و فرداش نزدیک بود اخراج شم
دیدگاه ها (۷)

From Enmity to Love

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت شانزدهم《بخش اول》《Custom kiss》 ×و...

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

KIM V

پارت37فصل2جینزخواستم برم یه سر به کوک و ا.ت بزنم ولی دیدمجین...

نجوای عشق پارت ۵۷ بخش اول

این روزا خیلیییی میگید فنوار بین آرمی و بلینک تقصیر آرمیا هس...

گروگان عشق

پارت 7رفتم جلو پاش ترمز کردم و گفتم سوار شو دیگه گفت تو از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط