در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدی

در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدی
دل به پایت افتاد آرزو کردم بعد از تو عاقل نشوم
آشنای من من غریبم بی تو با خیابان ها من رفیقم بی تو
بعد تو عمرا من دگر عاشق نشوم
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

*🎂 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🩷ماه لبخند زد و گفت:+ پس امشب نوبت ماست که یه آرز...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

وقتی لب تو خنده زد

(debt (part 2

ستاره ی من(پارت۵)

افتاده در چشم تو صاف

مادرم نیست

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط