*🎂 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🩷

*🎂 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🩷
ماه لبخند زد و گفت:
+ پس امشب نوبت ماست که یه آرزو برای تو بکنیم.
ناگهان، پنجره باز شد.
صدها کرم شب‌تاب وارد اتاق شدن، گل‌های کوچولو از گلدون‌هاشون سرک کشیدن و گربه‌ی پشت پنجره با یه کلاه تولد صورتی وارد شد!
همه با هم فریاد زدن:
«تولدت مبارک، جیمین!» 💗
جیمین از خنده روی تخت افتاد.
- وای خداااا! شماها از کجا فهمیدین؟! ࣪ ۪
دیدگاه ها (۰)

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 25سریع جیمین ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

سناریو بی تی اس درخواستی

𝑀𝓎 𝒷𝓁𝑜𝑜𝒹𝓎 𝓂𝒶𝒻𝒾𝒶p⁸مینسو : پوشیدی جیمین: هوم مینسو: از اون زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط