تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد

تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد
دیدگاه ها (۰)

زندگی گر هزارباره بوَدبار دیگر تو بار دیگر تو

حس قشنگیه یکی باشه...یواشکی دوستت داشته باشهیواشکی هواتو داش...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم......

مات شدم از رفتنتهیچ میز شطرنجی هم در میان نبود این وسط فقط ی...

'و عزیزِ منپس از تو دیگر به هیچ عشقی اعتماد ندارم.🥀💔چشمم که ...

حواس را به هر کجا پرت میکنمباز سر از خیال تو در می آوردهیجان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط