تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد

تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد
دیدگاه ها (۰)

زندگی گر هزارباره بوَدبار دیگر تو بار دیگر تو

حس قشنگیه یکی باشه...یواشکی دوستت داشته باشهیواشکی هواتو داش...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم......

مات شدم از رفتنتهیچ میز شطرنجی هم در میان نبود این وسط فقط ی...

سکوت می‌کنم ولی غمی به قدرِ آسمانببین که زخم می‌زند به بندبن...

پر از#شوقم زمانی که،می‌افتد نگاهم به#چشمانتاز آن صورتت#عاشقی...

نقاب بر روی صورتم سنگین شده، اما تماشاچیان فقط به نمایش خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط