مات شدم از رفتنت

مات شدم از رفتنت
هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست…
دیدگاه ها (۰)

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم......

تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد

قبل از حرف زدن دو بار فکر کن حرف‌ها میتونن یه نفرو بُکشن.

حالی واسم نمونده....

وقتی یادت میفتم گریه و خنده باهم میان سراغم فکر کنم بعد رفتن...

📷کاریکاتور روزنامه تایمز از میز مذاکره اسلام‌آباد🔹️در این کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط