گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم...♥️
👤#سعدی
دیدگاه ها (۳)

تو آن فریاد عشقی ,که بندبند وجودم به لرزه می‌اُفتد

زندگی گر هزارباره بوَدبار دیگر تو بار دیگر تو

مات شدم از رفتنتهیچ میز شطرنجی هم در میان نبود این وسط فقط ی...

قبل از حرف زدن دو بار فکر کن حرف‌ها میتونن یه نفرو بُکشن.

گفتم ببینمش؛ مگرم درد اشتیاق..ساکن شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم...

آقا جدی بنظرتون تا کی زنده میمونم جدی یهویی نمیدونم کصخل شدم...

فراررر بالاخرههه🤡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط