زمانی که با خنده هایش بیشتر از او خندیدم

زمانی که با خنده هایش بیشتر از او خندیدم
زمانی که با درد هایش بیشتر از او درد کشیدم
زمانی که با حرف هایش عمیق ترین لبخند های ممکن را زدم
زمانی که به موها و چشم هایش خیره و در آنها غرق شدم
در همان هنگام بود که فهمیدم قلبم محکوم به نابودی است...

MH🤍
دیدگاه ها (۶)

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

نماد مرگ پارت شیشم

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط