🌱🍒چیست دریا؟چشم پر اشک زمین

🌱🍒چیست دریا؟چشم پر اشک زمین
در نگاهش آرزویی ته نشین
آرزوی پا گشودن،پر زدن
بر فراز کوهساران سر زدن
چشمه بودن،باز جوشیدن به کوه
دم زدن با آن بلند با شکوه
خویشتن از خویشتن انگیختن
از درون خویش بیرون ریختن
تشنگی نوشیدن از پستان خویش
آب دادن تشنه را از جان خویش...
کوهسارا! زان بلند دلنشین
چون گیاهی در بن چاهم ببین
در شب دریایی خویشم اسیر
گر سراپا گریه ام بر من مگیر
مانده ام با صبر دریا پای بند
ماهتابا بر سرشک من مخند
بگذر از دریا و راه خویش گیر
شیوه دریا دلان در پیش گیر
من همان نایم که گر خوش بشنوی
شرح دردم با تو گوید مثنوی
من همان جامم که گفت آن غمگسار
با دل خونین،لب خندان بیار
من خمش کردم خروش چنگ را
گر چه صد زخم است این دلتنگ را
من همان عشقم که در فرهاد بود
او نمی دانست و خود را می ستود
در رخ لیلی نمودم خویش را
سوختم مجنون خام اندیش را
می گرستم در دلش با درد دوست
او گمان می کرد اشک چشم اوست
گر جهان از عشق سر گشته است و مست
جان مست عشق بر من عاشق است...
ناز اینجا می نهد روی نیاز
گر دلی داری،بیا اینجا بباز...🌱🍒

ابتهاج
دیدگاه ها (۴)

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشینآرزوی پا گشو...

باز بانگی از نیستان می رسد🌾 غم به داد غم پرستان می رسد بشنوی...

من همان نایم که گر خوش بشنویشــرح دردم با تو گوید مثنـویبا ل...

درد ها را سر به سر انباشتندانتظار سینه ما داشتندتا نفس داری ...

من همان نایم که گر خوش بشنویشرح دردم با تو گوید مثنویمن همان...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط