عاشقانه های شبنم

نکنم فاش که تو نو گل خندان منی
جان من جان جهانی تو و جانان منی
باعث و بانی شعری که قلم خواهم زد
نقطه ی اوج من و نقطه ی پایان منی
کلبه ی حزن من امشب همه پر گل کردی
تو همان یوسف گم گشته ی کنعان منی
غم دوری تو افتاده به جانم بد جور
مایه ی امنی و آرامش و ایمان منی
بنوازی چو تو هر ساز بدان می رقصم
چاره ای نیست بجز اینکه تو سامان منی
دیدگاه ها (۰)

نکنم فاش که تو نو گل خندان منیجان من جان جهانی تو و جانان من...

‍ جان آقام ( عج ) . . .یوسف گم گشته بار آید به کنعان"پس چه و...

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان منسرو خرامان منی ای رونق...

ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیمدر درد بمردیم و به درمان نرس...

⚜ ⚜ ⚜ صبا ز طره یِ جانان من چه می‌خواهیز روزگار پریشان من چه...

ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیمدر درد بمردیم و به درمان نرس...

یوسفِ گُم گشته بازآید به کنعان، غم مَخُورکلبهٔ احزان شَوَد ر...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

غم مخور یوسف گمگشته به کنعان آید غیبت دلبر دردانه به پایان آ...

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط