اولین باری که دیدمش

اولین باری که دیدمش ،

اولین باری که دیدمش ،
دقیقا مطمئن نبودم که دوستش دارم.
اولین باری که دلم خواست کسی رو بغل کنم ؛
فهمیدم عاشقش شدم . .
گاهی وقتها زندگی خلاصه می‌شه بینِ
سلام اول و خداحافظی آخر!
به خودم که اومدم هنوزم هر بیست و چهار ساعت می‌شد یه شبانه روز ؛
هنوزم هفته هفت روز داشت و به هر
دوازده ماه می‌گفتند یه سال..
به خودم که اومدم ؛ دیگه خودم نبودم
بعد از اون انگار ،
روزا کوتاه‌تر شده بود و دل آسمون
بیشتر می‌گرفت . .
بعد از اون چاه تنهاییم عمیق‌تر شده بود
و هر شب بارون میومد!
انگار فقط اومده بود که بفهمم روزای بعد
از اون اسمش زندگی نیست.
ـ 📞'🌿!
_______
كجای جهان دورتر است
آن جا كه تويی؟
یااين جا كه منم؟
______
دیدگاه ها (۳۶)

https://wisgoon.com/jounkookjk-v﮼ٺو قشنگ ٺرین قسمٺ سࢪنوشتمے....

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

زیبای کوچک فریبکار

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۱۰ | دیگه فقط همسا...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط