سرنوشت

"سرنوشت "
فصل دوم
p,49
.
.
.
جونگ کوک مثل کسی که بعد از چند سال بهش آب رسیده .لب های دختر رو به چنگ گرفت ...
.
.
اروم دستشو از زیر لباس دختر رد کرد و تک تک نقاط بدنشو لمس کرد ... هر دو مثل کوره ی آتیش داغ بودن ...
.
.
مرد روبه روش اروم بوسه رو قطع کرد ... خطر فک دختر رو بوسید و نوک بینیشو روی پوست گردن دختر دورانی حرکت داد و زمزمه کرد ...
.
.
کوک : میخام دختر ... میخام تموم قله های بدنتو خودم فطح کنم ... اجازه هست ؟؟
.
.
ا/ت هوم کشیده ای گفت ... و نفسش با خیسی جای گردنش برید ...
.
.
مرد اروم پوست لطیف و نرم دخترشو میخورد و مک میزد ... اون وسطا هم زمزمه هایی داخل گوشش میکرد .....
.
.
کوک : بهم اعتماد داری ؟؟
.
.
ا/ت : بنظرت اگه اعتماد نداشتم الان اینجا بودم ...؟؟
.
.
جمله ی ا/ت باعث باز تر شدن نیش جونگ کوک شد ....
.
.
مرد اروم دکمه های لباس خواب دختر رو باز کرد .... به آخری که رسید نفسش توی سینه حبس شد ...
.
.
الهه ی ماه ... اون با بلور فرقی نداشت ...
.
.
دخترک از خجالت سرشو توی گردن مرد فرو برد و گاز ارومی ازش گرفت که باعث ناله ی تو گلو و خفه ی مرد روبه روش شد ...
.
.
جونگ کوک اروم پند نیم تنه ی خوندگی ا/ت رو باز کرد ... همه جیز شمرده شمرده و اروم اتقاف میوفتاد ...
.
.
دختر روبه روش اروم دکمه های لباسشو باز میکرد ... و پیراهنشو در میورد ...‌ در عین حال هم میبوسیدش ... حس میکرد ایت ته دنیاست .... تاحالا این حجم از هیجان و استرس ی جا تحمل نکرده بود ... و لین بهترین حس دنیا بود ...
.
‌.
اروم دختر رو روی تخت قرار داد .... و از ترقوه هاش تا نافش رو میبوسید ...
.
.
دخترک رام و جونگ کوک شده بود ... و جونگ کوک هم با ملاحظه و شمرده شمرده جلو میرفت ... تا دخترکش حس بدی نداشته باشه ....
.
‌.
شلوارکش رو دراورد ( ادمین آب شدا 😭)
.
.
ا/ت هم سعی میکرد اروم ناله کنه تا بلکه بقیه از اتفاقات درتی که داشت تدی اون اتاق میاوفتاد خبر دار نشن ...
.
.
هر دوتاشون به شکل سکسی هورنی شده بودن ...
.
.
جونگ کو‌ک با باکسرش که الان باد گرده بود و ا/ت که لا پنتی صورتیش که جذاب تر شده بود ...
.
.
جونگ کوک اروم انگشتاشو توی دهان ا/ت فرو برد و اجازه داد ا/ت خودش اونا رو خیس کته ...( ادمین که مرده ...اخه چرا اط من همچین چیزایی رو میخاینن)
.
.
وقتی که از خیسی کامل انگشتاش با خبر شد اونارو کشید بیرون .... اروم و دورانی روی سوراخ خیس دختر کشید و به داخل هدایتشون کرد ...
.
.
عجیب بود ... دردش اونقدر زیاد نبود ...‌ دختر فکر میکرد دردش ۱۰۰ برابر باشه ولی این اصلا درد نداشت ..
.
‌.
جونگ کوک شروع به حرکت دستاش کرد ... و ا/ت ناله بلندی سر داد ...
.
‌.
کوک : دخترکم درد داری ؟؟
.
.
ا/ت به صدای ناله ای پانندی کلنه ی " نه " رو ناله کرد .... و این مهر تایید کار درست جونگ کوک بود ....
.
.
جیلیلیبیبی ادمینتون آب شده ....
دیدگاه ها (۲۰)

"سرنوشت "فصل ۲ p,50( اخررررررر😭)...انگشت های کشیدشو بیرون کش...

"سرنوشت " فصل ۲ p,48...در حال رقصیدن بودن که صدای زنگ در اوم...

"سرنوشت " فصل ۲ P,47.../ت : فتسفتگگعتگعنتگفس۴هسکت‌سل‌‌ییعتسک...

"سرنوشت "فصل ۲ p,42...ا/ت : میشه اگه ... ی وقت یونگی ی حرکتی...

"Akrasia"part ²...هوم کشیده ای زیر لب زمزمه کرد .....‌.کشوی ...

"Akrasia"part ³...با چشماش دنبال جونگ کوک گشت که بیاد و تا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط