⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆
⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆
✞ 𝐨𝐧𝐞 𝐯𝐢𝐜𝐭𝐢𝐦, 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬, 𝐨𝐧𝐞 𝐭𝐫𝐮𝐭𝐡 ✞
⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆
بعضی اتفاقها اونقدر ساده نیستن که بشه با اولین چیزی که میبینیم دربارهشون قضاوت کرد.
توی این پرونده، هرکسی چیزی برای گفتن داره، اما همهی حرفها با هم جور درنمیان. شاید چیزی که اول از همه به چشمت میاد، همون چیزی نباشه که واقعاً باید بهش شک کنی.
همهی مدارک رو با دقت ببین، حرفها رو کنار هم بذار و خودت تصمیم بگیر.
به نظرت قاتل کیه؟
و مهمتر از اون... چی باعث شد بهش شک کنی؟
📁 بکاستوری پرونده مرلین
مرلین — قربانی
مرلین بین دوستهاش آدمی بود که خیلی چیزها رو درباره بقیه میدونست؛ رازهایی که قرار نبود هیچوقت بیرون برن. چند روز قبل از ناپدیدشدنش، رفتارش تغییر کرده بود و به چند نفر گفته بود که «یه چیزی فهمیده که نباید میفهمیده.»
ریتا — دوست نزدیک اما رابطهای که سرد شده بود
ریتا و مرلین قبلاً خیلی صمیمی بودن، اما مدتی قبل از حادثه بینشون فاصله افتاد. ریتا میگفت دلیلش فقط یک سوءتفاهم ساده بوده. بعد از ناپدیدشدن مرلین، ریتا خیلی کمتر از بقیه درباره اتفاقات حرف زد.
لیزابل — محرم اسرار
لیزابل یکی از معدود آدمهایی بود که مرلین تقریباً همهچیز رو باهاش درمیون میگذاشت. آخرین بار مرلین قبل از ناپدیدشدن با او تماس داشت؛ اما لیزابل ادعا میکند آن تماس چیز مهمی دربرنداشته.
آیسا — آخرین گفتوگوی ثبتشده
آیسا درست قبل از ناپدیدشدن مرلین با او صحبت کرده بود. هیچکس دقیقاً نمیداند موضوع مکالمه چه بوده. آیسا میگوید مرلین آن شب «عادی» به نظر میرسیده، اما جزئیات حرفهایش با بعضی شواهد جور نیست.
داهیون — آخرین فردی که با مرلین دیده شد
داهیون آخرین کسی بود که همراه مرلین دیده شد. طبق گفته خودش، بعد از مدتی از او جدا شده و دیگر مرلین را ندیده. مشکل اینجاست که زمان جداییای که داهیون گفته، با خط زمانی پرونده کاملاً هماهنگ نیست.
یه جین — بهترین دوست مرلین
نزدیکترین آدم به مرلین بود و بیشتر از همه درباره زندگی او اطلاعات داشت. یه جین میگوید شب حادثه از اتفاقات مهمی خبر نداشته؛ اما بعضی جزئیات روایتش بعداً با اطلاعات پرونده تطابق پیدا نمیکند. همین باعث شده توجه تحقیقات بیشتر از بقیه به سمت او برود.
یوآ — دوست صمیمی دوم مرلین
یوآ بعد از یه جین نزدیکترین دوست مرلین بود. برخلاف بقیه، معمولاً در دعواها و مسائل شخصی مرلین دخالت نمیکرد. اما مرلین در روزهای آخر یک موضوع را با یوآ در میان گذاشته بود که یوآ هنوز دربارهاش چیزی نگفته. شاید چون چیزی نمیداند... یا شاید چون قول داده چیزی نگوید.
اصل ماجرا
مرلین ظاهراً به رازی درباره یکی از نزدیکترین آدمهای زندگیاش پی برده بود. بعد از آن، روابطش با چند نفر تغییر کرد. آخرین شب، چند نفر با او در ارتباط بودند؛ اما هرکدام فقط بخشی از حقیقت را میگویند.
و نکتهی مهم داستان:
هرکس یک دلیل برای دروغ گفتن دارد؛ اما لزوماً هرکس که دروغ میگوید، قاتل نیست.
✞ 𝐨𝐧𝐞 𝐯𝐢𝐜𝐭𝐢𝐦, 𝐬𝐞𝐯𝐞𝐧 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬, 𝐨𝐧𝐞 𝐭𝐫𝐮𝐭𝐡 ✞
⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆
بعضی اتفاقها اونقدر ساده نیستن که بشه با اولین چیزی که میبینیم دربارهشون قضاوت کرد.
توی این پرونده، هرکسی چیزی برای گفتن داره، اما همهی حرفها با هم جور درنمیان. شاید چیزی که اول از همه به چشمت میاد، همون چیزی نباشه که واقعاً باید بهش شک کنی.
همهی مدارک رو با دقت ببین، حرفها رو کنار هم بذار و خودت تصمیم بگیر.
به نظرت قاتل کیه؟
و مهمتر از اون... چی باعث شد بهش شک کنی؟
📁 بکاستوری پرونده مرلین
مرلین — قربانی
مرلین بین دوستهاش آدمی بود که خیلی چیزها رو درباره بقیه میدونست؛ رازهایی که قرار نبود هیچوقت بیرون برن. چند روز قبل از ناپدیدشدنش، رفتارش تغییر کرده بود و به چند نفر گفته بود که «یه چیزی فهمیده که نباید میفهمیده.»
ریتا — دوست نزدیک اما رابطهای که سرد شده بود
ریتا و مرلین قبلاً خیلی صمیمی بودن، اما مدتی قبل از حادثه بینشون فاصله افتاد. ریتا میگفت دلیلش فقط یک سوءتفاهم ساده بوده. بعد از ناپدیدشدن مرلین، ریتا خیلی کمتر از بقیه درباره اتفاقات حرف زد.
لیزابل — محرم اسرار
لیزابل یکی از معدود آدمهایی بود که مرلین تقریباً همهچیز رو باهاش درمیون میگذاشت. آخرین بار مرلین قبل از ناپدیدشدن با او تماس داشت؛ اما لیزابل ادعا میکند آن تماس چیز مهمی دربرنداشته.
آیسا — آخرین گفتوگوی ثبتشده
آیسا درست قبل از ناپدیدشدن مرلین با او صحبت کرده بود. هیچکس دقیقاً نمیداند موضوع مکالمه چه بوده. آیسا میگوید مرلین آن شب «عادی» به نظر میرسیده، اما جزئیات حرفهایش با بعضی شواهد جور نیست.
داهیون — آخرین فردی که با مرلین دیده شد
داهیون آخرین کسی بود که همراه مرلین دیده شد. طبق گفته خودش، بعد از مدتی از او جدا شده و دیگر مرلین را ندیده. مشکل اینجاست که زمان جداییای که داهیون گفته، با خط زمانی پرونده کاملاً هماهنگ نیست.
یه جین — بهترین دوست مرلین
نزدیکترین آدم به مرلین بود و بیشتر از همه درباره زندگی او اطلاعات داشت. یه جین میگوید شب حادثه از اتفاقات مهمی خبر نداشته؛ اما بعضی جزئیات روایتش بعداً با اطلاعات پرونده تطابق پیدا نمیکند. همین باعث شده توجه تحقیقات بیشتر از بقیه به سمت او برود.
یوآ — دوست صمیمی دوم مرلین
یوآ بعد از یه جین نزدیکترین دوست مرلین بود. برخلاف بقیه، معمولاً در دعواها و مسائل شخصی مرلین دخالت نمیکرد. اما مرلین در روزهای آخر یک موضوع را با یوآ در میان گذاشته بود که یوآ هنوز دربارهاش چیزی نگفته. شاید چون چیزی نمیداند... یا شاید چون قول داده چیزی نگوید.
اصل ماجرا
مرلین ظاهراً به رازی درباره یکی از نزدیکترین آدمهای زندگیاش پی برده بود. بعد از آن، روابطش با چند نفر تغییر کرد. آخرین شب، چند نفر با او در ارتباط بودند؛ اما هرکدام فقط بخشی از حقیقت را میگویند.
و نکتهی مهم داستان:
هرکس یک دلیل برای دروغ گفتن دارد؛ اما لزوماً هرکس که دروغ میگوید، قاتل نیست.
- ۱.۵k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط