این آقاهه خیلی خفنه ،صبر می‌کنه تا طرف تمام ناآگاهی و بی‌

این آقاهه خیلی خفنه ،صبر می‌کنه تا طرف تمام ناآگاهی و بی‌اطلاعی‌ش رو فریاد بزنه، بعد این با یه لبخند آروم، همه‌ی علم، دانش ،کشفیات دانشمندا و حقانیت قرآن رو مثل پتک می‌کوبه تو صورتش :)))

✍️ مـ🌙ـاهَـک مَلِک پور

🇵🇸 @Roshangari_ir
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

انتقام در لباس عشق:)پارت 3(ویو چه‌وون)هنوز از اتاق تهیونگ بی...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

سناریو

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

آوای شب پارت ۷ویو نویسنده انیا بعد از این که از کاماروس خداح...

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط