من واقعا نمیدونم چمه پرونده ای که واسه نوشتنش و سر هم کرد

من واقعا نمیدونم چمه پرونده ای که واسه نوشتنش و سر هم کردنش ساعت ها وقت گذاشته بودم رو دیشب نشستم حلش کردم و امشب تو آتیش سوزوندمش و جالب تر اینجاست که وقتی کامل سوخت از نابود شدندش لذت بردم و دوباره میخواستم همین کار رو تکرار کنم!
:///
*الان دیگه رسما تایید میکنم که عقلمو از دست دادم 🦦🍷
دیدگاه ها (۲)

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

part 12ویو نیک ماریا:هعی بیدار نمیشی بری شرکت نیک:یکم دیگه ب...

My lovely neighbor part : 67

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

KIM V

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط