بیا ای نازنین

بیا ای نازنین قبل از آنکه پاییز بیاید جان باغم را بگیرد
زمستان آید و در برف سنگین شبی طوفان چراغم را بگیرد

خدا شاید کند لطفی بیایی الهی ماه من برگردد آمین
تو را میبینمت در خواب رنگین که میگویی چنین تو حرف سنگین

تو مجنونم شدی حرفی که مفت است که من لیلای تو در این زمانم
او یارش میرود نامهربان است ولی من با تو هستم مهربانم

تو را می خواهمت در روزگاری نمانده از محبت ها نشانی
وفاداری نشانی از خریت خیانت می کنن با شادمانی

نمی یابم تورا من بی قرارم نمی آیی چرا ؟ چشم انتظارم
بیا تا سر به دامانت گذارم سری آسوده بالینت گذارم

شاعر محمد خوش بین
اجرا سهیلا احمدی و محمد خوش بین
دیدگاه ها (۰)

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

لیلای معاصر

🍁خواب خوش خیالی🍁

خیال خوش خیالی

*****فصل19**** روز دوشنبه خسته و کوفته ساعت دو بعد از ظهر کل...

#احساسِ‌قلنبه... ‌در من احساسی قُلنبه‌شده انگار پشتِ در گیر ...

#پارت هشتاد وهفتم نازنین:در اتاق امیر علی رو زدم جواب نداد د...

در گذشته های دور ، بازرگانی بود که برای تجارت به کشورهای مخت...

فکر نکنی اهل بیت علیهم السلام را دوست داری اونا توجه ندارن!!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط