بچه که بودم وقتی میخوردم زمین و زخمی میشدم خانواده بهم می

بچه که بودم وقتی میخوردم زمین و زخمی میشدم خانواده بهم میگفتن بزرگ میشی یادت میره
بزرگتر که شدم وقتی با مامانم راجب یه سری چیزا حرف میزدم میگفت اشکال نداره دخترم بزرگ میشی یادت میره
الان بزرگ شدم پس چرا یادم نرفت نه اون زخم کوچیک که روی زانوم بود یادم رفت نه این زخمی که روی قلبم هست خواستم بگم فقط با این حرفا داریم دلمو خوش میکنیم فراموش کردن درد هه شاید بتونی برای لحظه ای حسش نکنی ولی فراموش نه انگار میشه یه تیکه از وجودت
حواسمون به کارایی که میکنیم و حرفایی که میزنیم باشه همین
#کلیپ_غمگین
دیدگاه ها (۰)

نام فیک:«دیــداریـــــی عجیب»(پارت:2)ـــــــــــــــــــــــ...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

part 34& واقعا بگم؟نامجون« آره »&یعنی...اگه بگم دعوام نمیکنی...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

پارت ۲۱ :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط