رمان جدید پارت ۷
رمان جدید پارت ۷
شوگا گفت یه فیلم ببینینم ات قبول کرد شوگا از قصد یه فیلم خیلی ترسناک گذاشت و گفت هر باری که بترسی باید اسپنک بخوری و بعدش ساک بزنی ات میخواست حرف بزنه که شوگا گفت بایدیه و ات هم ساکت شد فیلم که تموم شد ات ۱۱ بار ترسیده بود و واکنش نشون داده بود شب شده بود نویسنده: علاقه ی زیادی به شب داری😅🔞
شوگا گفت شروع کن ات به سمت شوگا برگشت اولین رو که خورد خیلی درد داشت و گریش گرفته بود شوگا بعد از هر اسپنکی ماساژ میداد ات رو ات بعد از سختی های فراوانی اسپنکش تموم شد و شوگا کمربندش رو باز کرد و بلا فاصله 🍆 کرد تو دهنش و بعد صدا های بلند ناله های مردونه شوگا کل اتاق رو برداشت و بعد از ۱ ساعت بالا خره راضی شد بعد ات میخواست تموم اب هایی که داخل دهنش جمع شده بود رو خالی کنه.........
شوگا گفت یه فیلم ببینینم ات قبول کرد شوگا از قصد یه فیلم خیلی ترسناک گذاشت و گفت هر باری که بترسی باید اسپنک بخوری و بعدش ساک بزنی ات میخواست حرف بزنه که شوگا گفت بایدیه و ات هم ساکت شد فیلم که تموم شد ات ۱۱ بار ترسیده بود و واکنش نشون داده بود شب شده بود نویسنده: علاقه ی زیادی به شب داری😅🔞
شوگا گفت شروع کن ات به سمت شوگا برگشت اولین رو که خورد خیلی درد داشت و گریش گرفته بود شوگا بعد از هر اسپنکی ماساژ میداد ات رو ات بعد از سختی های فراوانی اسپنکش تموم شد و شوگا کمربندش رو باز کرد و بلا فاصله 🍆 کرد تو دهنش و بعد صدا های بلند ناله های مردونه شوگا کل اتاق رو برداشت و بعد از ۱ ساعت بالا خره راضی شد بعد ات میخواست تموم اب هایی که داخل دهنش جمع شده بود رو خالی کنه.........
- ۱۱۴
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط