رمان جدید پارت ۶
رمان جدید پارت ۶
شوگا خیلی عصبانی بود برادرش گفته بود ۱۰۰ می..لیون دلار براش بیارن تا ات رو ازاد کنه ات دید کم کم برادر شوگا داره نزدیکش میشد و همچنین مست هم بوده!؟ اومد ات رو برد اتاق و روش خیمه زد و دیگه خودتون میدونید یاد توضیح نمیدممم و همین لحظه شوگا با۵۰ تا بادیگارد اومد و ساک پولو جلوش پرت کرد همون لحظه رفت تا پولارو حساب کنه شوگا از این فرصت استفاده کرد و یه تیر تو مغزش خالی کرد ات که خیلی دل درد داشت و حالش بد بود شوگا طرفش دوید و بردش بیمارستان دکتر گفتش حامله شده!!! شوگا بدون مکثی قرص داد به ات و بچه مرد شوگا شب بردش خونه و گفت بیا بریم یه فیلم ببینیم..........
شوگا خیلی عصبانی بود برادرش گفته بود ۱۰۰ می..لیون دلار براش بیارن تا ات رو ازاد کنه ات دید کم کم برادر شوگا داره نزدیکش میشد و همچنین مست هم بوده!؟ اومد ات رو برد اتاق و روش خیمه زد و دیگه خودتون میدونید یاد توضیح نمیدممم و همین لحظه شوگا با۵۰ تا بادیگارد اومد و ساک پولو جلوش پرت کرد همون لحظه رفت تا پولارو حساب کنه شوگا از این فرصت استفاده کرد و یه تیر تو مغزش خالی کرد ات که خیلی دل درد داشت و حالش بد بود شوگا طرفش دوید و بردش بیمارستان دکتر گفتش حامله شده!!! شوگا بدون مکثی قرص داد به ات و بچه مرد شوگا شب بردش خونه و گفت بیا بریم یه فیلم ببینیم..........
- ۱۰۰
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط