من که روی از همه عالم به وصالت کردم

من که روی از همه عالم به وصالت کردم
شرط انصاف نباشد که بمانی فردم

راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی
گرد عالم به چنین روز نه من می‌ گردم

خاک نعلین تو‌ ای دوست نمی‌ یارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم

روز دیوان جزا دست من و دامن تو
تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم...🌸💞🌸

#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
دیدگاه ها (۰)

من که روی از همه عالم به وصالت کردمشرط انصاف نباشد که بمانی ...

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم...یا گناهیست که اول من مسکین...

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کر...

گاهی  نگاهت می کنم و به شوق وصالت ازخطوط لبخندت اشکي از شوق ...

حاشا که ترک عشق کنم از جفای توگر کُشته‌ای مرا که هلاکم برای ...

من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یاریار من برده قرارم بیقرارم بی...

حاشا که ترک عشق کنم از جفای توگر کُشته‌ای مرا که هلاکم برای ...

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانمقضای عهد ماضی را شبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط