when he betrayed......

when he betrayed......
وقتی خیانت کرد......

آن لحظه‌ای که حقیقت مثل یک انفجارِ بی‌صدا در ذهنت رخنه کرد، حس کردی زمین زیر پایت خالی شده و آسمان از سرت فرو ریخته است. جونگکوک، مردی که تمامِ نقشه‌ی آینده‌ات را با او نوشته بودی، با چشم‌هایی که حالا از شدتِ شرم و پشیمانی، دیگر توانِ نگاه کردن به تو را ندارند، مقابلت ایستاده بود. آن نگاهِ مهربان و پر از امنیت که همیشه پناهگاهت بود، حالا لرزان و شکسته بود. در آن لحظات اولیه، فقط درد و بی‌اعتمادی بود؛ فقط حسِ این که تمامِ زیبایی‌های گذشته، در یک چشم به هم زدن با بی‌رحمی فرو ریخته است.

اما برخلافِ آنچه انتظار داشتی، جونگکوک فرار نکرد. او نه به دنبال توجیه بود و نه سعی کرد با دروغ‌های شیرین، زخم را بپوشاند. او در برابرِ تمامِ خشم، گریه‌ها و سکوت‌های سنگین تو، ایستاد؛ نه برای دفاع از خودش، بلکه برای تحملِ عواقبِ کاری که کرده بود. او اجازه داد تو تمامِ دردی را که در قلبت بود، بر سر او خالی کنی. او با هر بار که از چشم‌هایت اشک می‌ریخت، انگار تکه‌ای از روح خودش هم می‌سوخت.

روزهای بعد، به جای آن که از تو فاصله بگیرد، او در لبه‌ی سایه‌ی تو ماند. او فهمید که اعتماد، مثل یک ظرفِ چینیِ گران‌بهاست که وقتی بشکند، حتی با بهترین چسب‌ها هم مثل اولش نمی‌شود؛ اما او تصمیم گرفت که حتی اگر تکه‌های شکسته هم باشند، آن‌ها را با دقتِ تمام جمع کند. او با هر بار که به تو پیام می‌داد، با هر بار که در سکوتِ کنار تو می‌نشست، سعی داشت ثابت کند که آن اشتباه، پایانِ داستان شما نیست، بلکه سخت‌ترین درسِ زندگی‌تان است.

پایان این داستان، یک بازگشتِ فوری و جادویی نبود؛ بلکه شروعِ یک مسیرِ طولانی و دشوار بود. مسیری که در آن، جونگکوک با هر قدم، با هر صداقت و با هر بار که اجازه می‌داد تو او را امتحان کنی، سعی می‌کرد دوباره آن "امنیت" را در چشمانت ببیند. او یاد گرفت که عشق فقط در لحظاتِ شیرین نیست، بلکه در تواناییِ ایستادن در میانِ ویرانه‌هایی است که خودت ساخته‌ای، تا دوباره، با صبر و عشق، آن ویرانه را به خانه‌ای امن تبدیل کنی. او دیگر فقط معشوق تو نبود، او کسی بود که یاد گرفته بود چطور برای دوباره به دست آوردنِ قلبت، تمامِ زندگی‌اش را وقف کند........
دیدگاه ها (۰)

when you are depressed.......وقتی افسردگی داری......دنیای تو...

when you are his girl friend and you are angry with him........

میگن قلب که استخوان نداره پس چی شکسته میشه؟؟ مگه یک گوشت هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط