نام: قراردادِ نفرت

نام: قراردادِ نفرت
part:⁶

صبح روز بعد، ا/ت با صدای پدرش از خواب بیدار شد و رفت به سالن؛ جایی که جونگکوک هم اونجا بود.

ا/ت با اخم گفت: «تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟»

جونگکوک جواب داد: «این خونه‌ی منه.»

پدر ا/ت یه آه کشید و گفت: «بشینین. دو روز دیگه عقدتونه.»

ا/ت و جونگکوک هم‌زمان گفتند: «چی؟!»

پدر جونگکوک ادامه داد: «بعدش هم عروسی برگزار می‌شه.»

ا/ت با عصبانیت گفت: «شما حتی یه فرصت درست‌وحسابی برای فکر کردن هم به من ندادین!»

جونگکوک هم گفت: «دیگه خیلیه.»

ولی پدرها کوتاه نیومدن. کمی بعد، پدر ا/ت اعلام کرد که ا/ت باید تا روز عقد توی خونه‌ی جونگکوک بمونه.

ا/ت و جونگکوک هر دو مخالفت کردند، ولی فایده‌ای نداشت.
ات با تمسخر و تعجب نگاهی انداخت به پدرش و گفت:
«الان جدی هستین دیگه؟»

«فکر میکنی شوخیه؟»

«من با شما نبودم جناب جئون»

«جدیدا ها موأدبانه صحبت میکنین سرکار خانم ات»

پدر جونگکوک با لحنی جدی و سرد داد زد:
«جفتتون تمومش کنین»

هر دو ساکت شدن،جونگکوک نیشخندی زد و نگاهش رو برگردوند.

پدر ات گفت:
«خیلی خب دیگه،ات وسایلت رو جمع کن که باید بری»

فقط لبخندی زد و به طرف اتاقش رفت و چمدونش رو جمع کرد و به طرف ماشین رفت.

چند ساعت بعد، ا/ت جلوی خونه‌ی جونگکوک ایستاده بود.

با نگاهی به خونه گفت: «خب... حداقل از بیرون بد نیست.»

جونگکوک گفت: «لازم نیست وانمود کنی خوشت اومده.»

داخل خونه همه‌چیز تمیز و مرتب بود. ا/ت با تعجب دوروبرش رو نگاه میکرد.

جونگکوک با خونسردی گفت: «فکر کردی خونه‌م کثیفه؟»

ا/ت جواب داد: «فقط انتظارش رو نداشتم.»

جونگکوک گفت: «نگران نباش، تو خیلی زود اینجا رو به هم می‌ریزی.»

ا/ت با حرص گفت: «خیلی خودتو تحویل نگیر.»

جونگکوک اونو به طبقه‌ی بالا برد و گفت: «اتاقت اونجاست.»

ا/ت وارد اتاقش شد و زیر لب گفت: «اتاق خوبه، ولی صاحب‌خونه‌اش نه.»

جونگکوک هم توی اتاق خودش نشست و با خودش گفت: «فقط دو روزه باید این دختر رو تحمل کنم.»

ا/ت هم همین فکر رو کرد: «من دو روز هم نمی‌تونم اینجا بمونم.»

و هیچ‌کدوم نمی‌دونستن این دو روز قراره چقدر طولانی بشه.

ادامه دارد....

حمایت کن دیگه سید🐰🎀
دیدگاه ها (۰)

نام: قراردادِ نفرتPart:⁷ا/ت بعد از باز کردن چمدانش، به اتاق ...

نام: قرارداد نفرتPart:⁸صبح، ا/ت با صدای در از خواب پرید.«ا/ت...

نام: قراردادِ نفرتPart:⁵بعد از رستوران، ا/ت زودتر از همه رفت...

نام: قراردادِ نفرتPart:⁴ا/ت با اخم به لباس‌ها نگاه می‌کرد.«ه...

اگه بگی دیگه دوست ندارم ا/ت:ریندو میخوام باهات حرف بزنم( جدی...

نام: قراردادِ نفرتPart:1صدای برخورد چنگال با بشقاب، تنها صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط