My Vampire Mate Season 2 part : 11

همانطور که هر بار انجام میداد دستش مشت شد و آن را عقب کشید
اِما اه کشید صورتش را به شیشه ی خنک تکیه داد و به بیرون خیره شد هر چند چیزی نمیدید
احساساتش بعد از اتفاقی که افتاد خرد شده بود و نمیدانست چطور واکنش نشان دهد.
اِما از این اتفاق خاص عصبانی نبود
او انقدر احمق بود که لیکایی را بین کابوسش لمس کرده و بهایش را پرداخت کرده بود
ولی ناراحت بود که گلویش درد میکند و نمیتواند برای درمانش قرصی بخورد و از چیزهایی که راجع به جیمین فهمیده بود پشیمان بود
فکر کرد که ممکن است او را در مورد زندانی کرده باشند ولی این ایده را رد کرد چون به این سادگی نمیشد از هورد فرار کرد
حتی یک مورد فرار را نشنیده بود
حتى خاله اش میست که در واقع در یک قلعه در مورد زندانی شده بود نتوانست فرار کند تا وقتی که شورشی ها قلعه را تصرف کردند... و تا وقتی که یک ژنرال شورشی او را آزاد و با او عشقبازی کرد
با رد کردن هورد، اِما فکر کرد از آنجایی که او یک رهبر لیکا بود ممکن است یک موضوع سیاسی باشد و توسط نژاد خودش مورد کودتا قرار گرفته باشد
با اینحال دمیستریو شرورترین و قدرتمند ترین خون آشام او را زندانی کرده بود
و اگر شایعات در مورد فیوری و داستان شکنجه اش کف دریا درست باشد، پس با جیمین چکار کرده
ايا دمیستریو دستور داده بود او را نیز غرق کنند؟
او را زیر زمین انداخته و دستور داده بود زنده زنده او را دفن کنند؟
برای صد و پنجاه سال او را شکنجه داده بودند تا وقتی که از آن جای گریز ناپذیر قرار کرد
و اِما میترسید که او پایش را برای همین از دست داده باشد
نمیتوانست دردش را تصور کند. دردی بی پایان که مدت طولانی تحمل کرده بود تا فقط به ....اتفاقی که امشب افتاد تقصیر او نبود
هر چند با وجود این حالت سرد صورتش او قطعا همین فکر را میکرد
با اینحال با دانستن کاری که کرده از اینکه جیمین او را نگه داشته بود ناراحت بود.
به چه کوفتی فکر میکرد؟
بعد از چیزی که پشت سر گذاشته اِما میدانست که اتفاق امشب اجتناب ناپذیر بود
بالاخره جیمین از خشم منفجر میشد و ممکن بود دوباره اینکار را انجام دهد
نمیتوانست اجازه دهد که دوباره این اتفاق بیافتد
شاید اینبار جان سالم به در نمیبرد
و اگر زنده میماند نمیخواست به دیگران بگوید که دلیل کبودی ورد کردن به یک در گردنش و ترکیدن رگ درون چشمانش است
چرا او را پیش خودش نگه داشته بود
تا به او درد بدهد
او با اِما مثل یک خون آشام شرور رفتار کرده بود.
روزها او را تحقیر کرده بود
اگر مراقب رفتارش نباشد اِما کم کم مجبور میشد برای محافظت از خود مثل یکی از همان خون اشام ها رفتار کند
آنها امشب به کیلوان میرسیدند و غروب فردا اِما میرفت
اِما به پنجره تکیه داد و آن چیز را درون گوشش گذاشت هر چند که مثل شب قبل نمیتوانست آواز بخواند
جیمین دلش میخواست آن چیز را از گوشش هایش در بیاورد با او حرف بزند و عذرخواهی کند
از کارش بشدت شرمنده بود و هرگز بیشتر از حالا شرمسار نبود ولی فکر کرد که اگر آن را از او بگیرد ممکن است بشکند
از آنجایی که او را ربوده بود او را وحشت زده کرده و به او صدمه زده بود حس میکرد که بسختی با حوادث چهار روز گذشته کنار آمده
چراغ های خیابان از بالا به پایین میدرخشیدند و صورتش را روشن میکردند... و کبودی گلوی رنگ پریده اش را که باعث شد دوباره بلرزد
اگر وقتی انکار را میکرد عقلش سر جایش برنمیگشت میتوانست او را....میتوانست او را بکشد
و چون نمیدانست چرا چنین کاری کرده نمیتوانست مطمئن باشد که دوباره چنین اتفاقی نخواهد افتاد
نمیتوانست امنیتش را در اطراف خودش تضمین کند
با صدای زنگی وحشت زده شد
اِما نگاه کرد و با اشاره به نشانگر سوخت که حالا قرمز را نشان میداد سرش را تکان داد
به خروجی بعدی اشاره کرد و همچنان بدون اینکه حرفی بزند

سلام عزیزان گلم امیدوارم که حال همتون خوب باشه تا هنوز نت ها قطع نشده واستون پارت میزارم اونم بدون شرط پس لطفاً حمایت کنید عزیزان روح نباشید
مواظب خودتون باشید
دیدگاه ها (۱۴)

My Vampire Mate Season 2 part : 12

My Vampire Mate Season 2 part : 13

My Vampire Mate Season 2 part : ۱۰

My Vampire Mate Season 2 part : 9

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

رز سرخ

هیناتا و کاگیاما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط