ﻣﺎدرم! هیچ‌وقت ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ نمی‌کنم. ﭼﻘﺪر ﺧﻮﺏ بود ﺍﮔر ﺁ

ﻣﺎدرم! هیچ‌وقت ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ نمی‌کنم. ﭼﻘﺪر ﺧﻮﺏ بود ﺍﮔر ﺁﻏﻮﺵ مهربانت را ﺩﺍﺷﺘﻢ. هنوز هم هرجا نامت را می‌شنوم؛ به لرزه می‌افتم. هرجا مادری را با فرزندش می‌بینم؛ زیر لب می‌گویم: من هم روزی مادر داشتم. من هم روزی گرمای وجودش را داشتم.

مادرم! کاش می‌دانستی که این روزها بیشتر از گذشته به وجودت احتیاج دارم… اما می‌دانم تو هنوز هم پیش خدا واسطه حل مشکلات من هستی. این اطمینان را از آرامش قلبم دارم.

امروز با شاخه گلی سرخ و دستانی لرزان به دیدارت می‌آیم. این اشک‌های من از سر دلتنگی است. دلتنگی برای بوسه زدن بر دست‌های مهربانت. کاش بودی. امروز دلم آتش گرفت و دوباره جای خالی‌ات را حس کردم. می‌دانم جای تو خوب است و فرشته‌های آسمان امروز را برایت جشن می‌گیرند. آخر می‌دانم که بهشت زیر پای توست. کاش فقط امروز نگاهت را داشتم.خدایا کاش فقط یک بار دیگر آغوشش را داشتم.
مادر#مادرم#بهشت#مادران#احساس
دیدگاه ها (۶)

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

قسمت ۶

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط