نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 9
یا شایدم اصلا موضوع این نباشه و سان ها به ی قصد دیگه امروز روز مهمونی رو گرفته..
به مهمانی رسیدن. مثل اینکه نه دیر کرده بودن نه زود رسیده بودن، حدود پنج تا ماشین دیگه هم داخل حیاط عمارت بود.
جونگ کوک ماشین رو پارک و پیاده شد به سمت در یون سئو رفت و در رو باز کرد، یون سئو پیاده شد و پشت سرش هم جونگ سو.
به سمت در عمارت رفتن بادیگارد ها ادای احترام کردن بهشون و بعد از پرسیدن رمز به داخل عمارت رفتن.مین سو هم بعد از جونگ کوک به عمارت رسید و با می هو وارد عمارت شد.
کم کم همه اومدن و مراسم شروع شد.سان ها دست در دست یک دختر زیبا از پله ها اومد پایین.
کوک نگاهی به اون دختر انداخت، اون دختر برای جونگ کوک اشنا بود.

_چشماش*زیر لب

می سو دست سان ها رو کمی فشار داد و به پایین پله ها رسیدن. با دیدن دوباره ی جونگ کوک قلبش به تپش افتاده بود. اون ساعتی که براش خریده بود توی دست جونگ کوک بود.
سان ها و می سو به سمت سکو رفتن و سان ها شروع به صحبت کردن کرد.

σسلام. خوش اومدید*لبخند

σامروز تولد دوست دختر من یعنی جانگ می سو هست

جونگ کوک تعجب کرد. اره می سو زنده بود و اونو نمیدونست و حالا دوست پسر داره، یون سئو نگاهی به جونگ کوک انداخت فهمید توی دلش چی میگذره..
می سو راحت تر میتونست همه رو از بالای سکو ببینه چشمش به دختری افتاد که دست جونگ کوک رو گرفته و ی پسر بچه که حدودا شش سالش بود.
وقتی نگاهش رو چرخوند دختری رو دید که بنظرش اشنا بود شبیه خواهرش بود.

£می سو*بغض و تعجب

€می هو..

£خواهر من زنده بوده؟ چرا بهم نگفته بودی؟ *به مین سو نگاه کرد

می سو متوجه دعوا کردن می هو با مین سو شد. نکنه اونا باهمن؟ البته از نظر می سو خیلی بهم میومدن ولی دوست نداشت اذیت بشه می هو.
سخنرانی های سان ها تموم شد و همه به طرف می سو رفتن برای تبریک و نوبت به کوک و می هو رسید.

#سلام خانم. تولدتون مبارک*با ی حالت کیوتی گفت*

+ممنونم*لبخند

θتولدتون مبارک*لبخند

+ممنون*کمی جدی

_تولدت مبارک می..خانم جانگ*بغض مخفی

+ممنونم اقای جئون*جدی

€تبریک میگم تولدتون رو امیدوارم خوشبخت شید در کنار سان ها*لبخند

جونگ کوک از حرف مین سو حرصی شد و سعی کرد جلوی خودش رو بگیره اما می سو قشنگ متوجه ی خشم جونگ کوک میشد..

£می سو*بغض

می هو خواست به سمت خواهرش بره و بغلش کنه اما مین سو جلوش رو گرفت که می سو گفت:

+جلوش رو نگیر*جدی

می هو به سمت خواهرش رفت و بغلش کرد و اروم اشک میریخت

£می سو*گریه

+می هو گریه نکن*اروم میزد به پشتش

€می هو اروم باش امروز تولد خواهرته میخوای خرابش کنی؟

+میخوام با خواهرم تنهایی حرف بزنم*رو به سان ها

σباشه*پیشونیه می سو رو بوس کرد

قشنگ صدای سابیده شدن دندونای جونگ کوک به هم رو می سو و یوم سئو متوجه شدن.
می سو و می هو به سمت پله ها رفتن و رفتن بالا. وارد اتاقی شدن و میسو می هو رو روی تخت نشوند و کنارش نشست.


ادامه دارد..


ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۳)

شرایط شات کردن:همزمانتوی پست شات میشی۲۴ ساعت میزارم بمونهاگر...

پیجش عالیهفیک نویسهفالو شه💫https://wisgoon.com/aaaa-020

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 8جونگ سو و اقای پارک ...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 3بادیگارد اومد داخل ع...

نام فیک: مافیا جذاب منژانر: مافیایی/خشن/عاشقانهفصل: ۱شخصیت ه...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 4جونگ کوک موبایلشو در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط