پارت چهاردهم《سفارش》
پارت چهاردهم《سفارش》
《Custom kiss》
پسر لب زد
+اگه سفارشی دارید من میتونم کمکتون کنم آقا
×هه تو؟
خیلی جالب شد...تا دیروز من باید میبردمت سرویس بهداشتی اما الان...الان میخواد بهم کمک کنه
نیشخندی زدم و در جمله آخر سرم رو به سمت بادیگاردها بردم....
+از حرفی که زد خیلی خجالت کشیدم قشنگ داغی رو روی گونه هام حس میکردم...سرم رو انداختم پایین...
و ترجیح دادم سکوت کنم...
جونگ کوک که دید پسر خجالت کشید از پله های کوچک چوبی پایین امود و به مغازه ی پسره نگاهی انداخت
ویو جونگ کوک:
مغازه ای که داشت یه حس عجیبی بهم میداد...
میز کارش، کتابخونش، بوی چرم حیوونا، چرخ خیاطی که اون گوشه، کنار پارچه های دست ساز داشت، مبل های که بنظر میرسید از چرم گوسفند باشند...
میز کارش از چوب نارگیل ساخته شده بود...
روبه رویه میز کارش کتابخونه ای داشت که قفسه هاش پر بود از کتاب های عجیب غریب...
بوی چرم حیوونا کل فضای مغازه رو پر کرده بود...
یک چرخ خیاطی صنعتی که کنار پنجره برق میزد و وجود خودش رو علنی میکرد...
پارچهای که کنار چرخ خیاطی منظم شده بودن...
×تصمیم گرفتم این سکوت رو بشکنم و خجالتش رو برطرف کنم پس گفتم...
×مطمئنی میتونی از پس سفارشم بر بیای؟!
تهیونگ سرش رو بالا گرفت و به چشمای پسر خیره شد...
+بله...
یه مکث کوتاهی کردم و بعد با اعتماد بنفس سرم رو بالا آوردم و گفتم...
+مطمئن باشید از سفارش تون پشیمون نمیشید و راضی خواهید بود...
جونگ کوک نیشخندی زد گویا که نقشه ی پلیدی در ذهن داشته باشد و سپس گفت...
×اوکی پس سفارشی که میخوام بدم از چرم کروکدیل...میتونی تهیه اش کنی؟!
تهیونگ کمی مکث کرد و بعد گفت...
+بله فقط کافی بگید ازش چی درست بکنم؟
جونگ کوک یه نگاه به کفشاش انداخت و آروم زیر لب جوری که فقط خودش بشنوه گفت...
×اینا رو که تازه خریدم...نیازی هم به کفش ندارم ولی...
سرم رو بالا گرفتم و رو بهش گفتم...
×کفش...از چرم کروکدیل یه کفش برام بساز...
+چشم
سرم رو پایین انداختم و خودکارم رو برداشتم و توی دفترم ثبتش کردم...سپس برگشتم سمتش و گفتم....
+مطمئن باشید از سفارش تون پشیمون نخواهید شد....
جونگ کوک که خوب می دونست داره چیکار میکنه نیشخندی زد و زیر لب زمزمه کرد....
×خواهیم دید پسرجون...
روبه بادیگاردهام کردم و با یه نشونه بیرونشون کردم...
خودمم برگشتم و همین که خواستم دستگیره رو بچرخونم با یادآوری چیزی برگشتم سمت پسره...
^پایان^
《Custom kiss》
پسر لب زد
+اگه سفارشی دارید من میتونم کمکتون کنم آقا
×هه تو؟
خیلی جالب شد...تا دیروز من باید میبردمت سرویس بهداشتی اما الان...الان میخواد بهم کمک کنه
نیشخندی زدم و در جمله آخر سرم رو به سمت بادیگاردها بردم....
+از حرفی که زد خیلی خجالت کشیدم قشنگ داغی رو روی گونه هام حس میکردم...سرم رو انداختم پایین...
و ترجیح دادم سکوت کنم...
جونگ کوک که دید پسر خجالت کشید از پله های کوچک چوبی پایین امود و به مغازه ی پسره نگاهی انداخت
ویو جونگ کوک:
مغازه ای که داشت یه حس عجیبی بهم میداد...
میز کارش، کتابخونش، بوی چرم حیوونا، چرخ خیاطی که اون گوشه، کنار پارچه های دست ساز داشت، مبل های که بنظر میرسید از چرم گوسفند باشند...
میز کارش از چوب نارگیل ساخته شده بود...
روبه رویه میز کارش کتابخونه ای داشت که قفسه هاش پر بود از کتاب های عجیب غریب...
بوی چرم حیوونا کل فضای مغازه رو پر کرده بود...
یک چرخ خیاطی صنعتی که کنار پنجره برق میزد و وجود خودش رو علنی میکرد...
پارچهای که کنار چرخ خیاطی منظم شده بودن...
×تصمیم گرفتم این سکوت رو بشکنم و خجالتش رو برطرف کنم پس گفتم...
×مطمئنی میتونی از پس سفارشم بر بیای؟!
تهیونگ سرش رو بالا گرفت و به چشمای پسر خیره شد...
+بله...
یه مکث کوتاهی کردم و بعد با اعتماد بنفس سرم رو بالا آوردم و گفتم...
+مطمئن باشید از سفارش تون پشیمون نمیشید و راضی خواهید بود...
جونگ کوک نیشخندی زد گویا که نقشه ی پلیدی در ذهن داشته باشد و سپس گفت...
×اوکی پس سفارشی که میخوام بدم از چرم کروکدیل...میتونی تهیه اش کنی؟!
تهیونگ کمی مکث کرد و بعد گفت...
+بله فقط کافی بگید ازش چی درست بکنم؟
جونگ کوک یه نگاه به کفشاش انداخت و آروم زیر لب جوری که فقط خودش بشنوه گفت...
×اینا رو که تازه خریدم...نیازی هم به کفش ندارم ولی...
سرم رو بالا گرفتم و رو بهش گفتم...
×کفش...از چرم کروکدیل یه کفش برام بساز...
+چشم
سرم رو پایین انداختم و خودکارم رو برداشتم و توی دفترم ثبتش کردم...سپس برگشتم سمتش و گفتم....
+مطمئن باشید از سفارش تون پشیمون نخواهید شد....
جونگ کوک که خوب می دونست داره چیکار میکنه نیشخندی زد و زیر لب زمزمه کرد....
×خواهیم دید پسرجون...
روبه بادیگاردهام کردم و با یه نشونه بیرونشون کردم...
خودمم برگشتم و همین که خواستم دستگیره رو بچرخونم با یادآوری چیزی برگشتم سمت پسره...
^پایان^
- ۲۲۸
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط