مانده ام

مانده ام
چگونه"تو"را فراموش کنم!
اگر"تو"را فراموش کنم...
باید سال‌هایی را نیز
که با"تو"بوده ام فراموش کنم
دریا را فراموش کنم،
و کافه های غروب را،
باران را،
اسب ها و جاده ها را،
باید دنیا را،
"زندگی" را،
و "خودم"را نیز فراموش کنم؛
"تو" با همه چیز من
آمیخته ای...
چگونه"تو"را فراموش کنم!
دیدگاه ها (۰)

شما به دیگران یاد می‌دید که باهاتون چطوری رفتار کنن!هیچکس بد...

گرگ عاشق شد طعمه اش نزدیکش شد، بوییدش، بوسیدش و با دندان گل...

در شب سرد زمستانیکوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نم...

تلخ است و گَس، طعمِ ایام، ای مستیِ نابه‌هِنگام ای ماهتا...

و کافه های غروب راباران رااسب ها و جاده ها رابایددنیا رازندگ...

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط