#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو
#Part_34
·
·
·
جونگ‌کوک حلقه رو کرد تو انگشت ا/ت و گفت : " من تو رو به عنوان همسر خودم می‌پذیرم.. تو خوشی و غم ، تو سلامتی و بیماری ، تا آخر عمر . "

ا/ت اشکش اومد.. : " منم تو رو به عنوان همسرم می‌پذیرم.. تا آخر عمر . "

همه کف زدن.. اعضا هم از ته دل فریاد زدن : " آفرین..!! "

شب ، بعد از مراسم ، همه رفتن..
فقط خودشون موندن تو باغ ؛ زیر نور ماه...

جونگ‌کوک دست ا/ت رو گرفت و گفت : " خانم جئون . "

ا/ت خندید.. : " خانم جئون!؟ "

کوک : " آره.. از امروز تو ا/ت جئونی.! "

ا/ت سرش رو گذاشت رو شونه‌اش و گفت : " خانم جئون... قشنگه.. "

کوک : " قشنگ‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردم.! "

همون شب..
تو خونشون..
جونگ‌کوک پیانو زد.‌.
همون آهنگ " بی‌صدا " رو.. و ا/ت هم نشسته بود و گوش می‌داد ؛

وقتی تموم شد ، ا/ت گفت : " حالا دیگه صدا داره.! "

جونگ‌کوک پرسید : " چی؟ "

ا/ت : " عشق ما ؛ دیگه بی‌صدا نیست.. "
·
·
یک سال بعد..
ا/ت فارغ‌التحصیل شده بود .
تو یه شرکت ترجمه مشغول به کار شد .
جونگ‌کوک هم تور جهانی جدیدی شروع کرده بود .

زندگیشون ریتم خودش رو داشت....
·
·
·
دیدگاه ها (۰)

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_35···گاهی روزهای زیاد همو نمی‌دیدن ،...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_36···جونگ‌کوک برگشت..اشک تو چشماش بو...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_33···برنامه‌ٔ عروسی رو گذاشتن برای ش...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_32···کوک : " ا/ت.. می‌خوای با من ازد...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_22···ا/ت پرسید : " کجا؟!! "کوک با خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط