پارت ۳

پارت ۳
ویو جونگ کوک
شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیاد مشروب خورده بودم حواسم سر جاش نبود اولاش اینجوری نبودم ولی بعدش خیلی مست شده بودم نمیدونستم‌چی کار میکنم چون گرمم بود تیشرت تنم نبود رفتم‌جلوی اینه و یه عکس از سیکس پک هام‌کشیدم و فرستادم به بلا شمارشو از رئیس کش رفته بودم دلم بدجوری بلارو میخواستش
ویو بلا
داشت خوابم میبورد که گوشیم رو ویبره رفت و یه پیامی برام اومد
با دیدن پیام چشمام چهار تا شد
اون پیام کسی نبود جز جونگ کوک
این شماره ی منو از کجا اورده پیامشو باز کردم باز چشمام چهار تا شد عکس سیکس پک هاش بود چه عضله هایی داشت همین جور خیره به عضله هاش بودم که یه پیام دیگه اومد بازش کردم جونگ‌کوک بود باز
(علامت جونگ کوک:+
علامت بلا:_)
+بلا
_هوم؟!جونگ‌کوک مستی؟!
+میخوامت
_جونگ کوک تو یه بار بیشتر منو ندیدی چجوری انقدر جذبم شدی؟!
+همین یه بار کافی بود که قلبمو برای خودت کنی
_میدونی من دوست پسر دارم؟!
+اون بدردمون نمیخوره
اون شبیه منه یا نه؟!مثل من ورزشکاره؟!صددرصد نه
_جونگ کوک لطفا نذار درموردت فکر بدی بکنم
+تورو صددرصد مال خودم‌میکنم
دیگه گوشیو کنار گذاشتم من دوست نداشتم الکی گفتم دوست پسر دارم
ای وای جونگ‌ کوک خدا لعنتت کنه چرا داری منو جذب خودت میکنی من قرار نبود عاشقت بشم
هر کاری میکردم خوابم نمیبرد گوشیمو برداشتم زنگ زدم به جونگ کوک
بعد اولین بوق برداشت
+بلا
_جونگ کوک چرا داری اینکارو میکنی
+اههههه بلا من باید اینو ازت بپرسم که جرا داری منو جذب خودت میکنی چرا باید یه دختر اتقدر خوشگل باشه که منو به دام بندازه
_ادرس خونتو برام بفرست
برام فرستاد و‌رفتم خونش در باز بود اروم در رو زدم وارد شدم همین که وارد شدم جونگ کوک از پشت در ظاهر شد و کمرمو گرفت به دیوار چسبوند
+هوم خانوم کوچولوم
_ببین الان مستی نمیدونی چیکار
حرفم با حرکتی که انجام داد قطع شد
اون حرکت چیزی نبود جز......



ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

پارت ۱صبح ساعت 6:30بیدار شدم چون به بابام قول داده بودم یه س...

کودک پدر پارت 3ویو راوی: ماه ها گذشت نیلسو دیگه راه میرفت حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط