کودک پدر
کودک پدر
پارت 3
ویو راوی:
ماه ها گذشت نیلسو دیگه راه میرفت حرف میزد وقتی جونگ کوک دید که نیلسو فهمیده تر شده یک تولد کوچیک براش گرفت
جونگ کوک: نیلسو دخترمم تولدت مبارکک
نیلسو: تولد.. من
جونگ کوک: اره قشنگم
نیلسو: هولاااااااا
جونگ کوک: بریم برات کادو بگیرم
ات: جونگ کوک اون که چیزی نمیفهمه از تولد
جونگ کوک: ات دخترمون بزرگ شده 3 سالشه به نظرم توم باید تبریک بگی
ات: تولدت مبارک باشه نیلسو
نیلسو: بابا
جونگ کوک: جانم
نیلسو: من چند.. سالمه
جونگ کوک: 3 سالت شده قشنگم
نیلسو: هولاااااااا بزگ شدم (ذوقی)
جونگ کوک: اره پرنسسم
ات: انگار نه انگار من پرنسسش بودم
جونگ کوک: ات به این بچه داری حسودی میکنی
ات: برو
ویو جونگ کوک:
رفتم کنارش نشستم
جونگ کوک: یه بوس بده بعد برم خوشگلم
ات: برو دوست ندارم بچه ببینه این چیزارو
جونگ کوک: چه اشکالی داره
ات: خوشم نمیاد دخترمون ببینه
جونگ کوک: نیلسو بابا یه لباس خوشگل بپوش تا بیام...... خب رفت
لبامو کوبوندم رو لبای ات و مک محکمی زدم
جونگ کوک: خب دیگه فعلا پرنسسم
ات: خدافظ
رفتم اتاق نیلسو
جونگ کوک: ببین چه لباسی هم انتخاب کرده
نیلسو: خوبه
جونگ کوک: اره که خوبه قشنگم بریم
نیلسو بلیمم
با نیلسو رفتیم براش یه کادو خوشگل گرفتیم یه کیک کوچیک هم گرفتیم و برگشتیم عمارت اون روز رو جشن گرفتیم و گذشت
پارت 3
ویو راوی:
ماه ها گذشت نیلسو دیگه راه میرفت حرف میزد وقتی جونگ کوک دید که نیلسو فهمیده تر شده یک تولد کوچیک براش گرفت
جونگ کوک: نیلسو دخترمم تولدت مبارکک
نیلسو: تولد.. من
جونگ کوک: اره قشنگم
نیلسو: هولاااااااا
جونگ کوک: بریم برات کادو بگیرم
ات: جونگ کوک اون که چیزی نمیفهمه از تولد
جونگ کوک: ات دخترمون بزرگ شده 3 سالشه به نظرم توم باید تبریک بگی
ات: تولدت مبارک باشه نیلسو
نیلسو: بابا
جونگ کوک: جانم
نیلسو: من چند.. سالمه
جونگ کوک: 3 سالت شده قشنگم
نیلسو: هولاااااااا بزگ شدم (ذوقی)
جونگ کوک: اره پرنسسم
ات: انگار نه انگار من پرنسسش بودم
جونگ کوک: ات به این بچه داری حسودی میکنی
ات: برو
ویو جونگ کوک:
رفتم کنارش نشستم
جونگ کوک: یه بوس بده بعد برم خوشگلم
ات: برو دوست ندارم بچه ببینه این چیزارو
جونگ کوک: چه اشکالی داره
ات: خوشم نمیاد دخترمون ببینه
جونگ کوک: نیلسو بابا یه لباس خوشگل بپوش تا بیام...... خب رفت
لبامو کوبوندم رو لبای ات و مک محکمی زدم
جونگ کوک: خب دیگه فعلا پرنسسم
ات: خدافظ
رفتم اتاق نیلسو
جونگ کوک: ببین چه لباسی هم انتخاب کرده
نیلسو: خوبه
جونگ کوک: اره که خوبه قشنگم بریم
نیلسو بلیمم
با نیلسو رفتیم براش یه کادو خوشگل گرفتیم یه کیک کوچیک هم گرفتیم و برگشتیم عمارت اون روز رو جشن گرفتیم و گذشت
- ۳۳۴
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط