بعضی سنگینیها از خیابان و اتاق و شهر نمیآیند که با عوض

بعضی سنگینی‌ها از خیابان و اتاق و شهر نمی‌آیند که با عوض کردنشان بروند.

از جایی عمیق‌تر می‌آیند… از جایی درون آدم.

آدم راه می‌رود، مردم را می‌بیند، صداها را می‌شنود،

اما ته دلش همان سکوت سنگین هنوز نشسته است.

انگار نه خیابان چیزی را سبک می‌کند،

نه هوا چیزی را تازه…

وقتی دل خسته باشد
دیدگاه ها (۹)

انگار توی برزخم......

ما قرار بود خیلی چیزها شویم، خیلی جاها برویم، خیلی رویاها را...

به جایی از زندگی می‌رسی که همه‌چیز کم‌کم رنگش را از دست می‌د...

چندشاتی جونگکوک(پارت۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط