دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون
قسمــت نــوزدهــم
سـی آگـوســت
برای کسی که نمی‌داند شخصیت اصلی کتاب من است.

عجیب است که تو حتی نمی‌دانی چند بار در نوشته هایم حضور داشتی. نمی‌دانی چند بار بدون نام، بدون چهره و بدون آنکه کسی بفهمد بین کلماتم زندگی کرده‌ای. حتی نمی‌دانی چند بار در سکوت، ایمان اوردم که کلماتم در برابر حضورت هیچند. هرگز نخواهی فهمید چگونه بارها ایمان آوردم هیچ کلمه ای در لغت‌نامه نیست که بتواند برق چشمانت را توصیف کند.
نوشته هایم پر شده اند از ندانسته ها.. چیزهایی که بهتر است ندانی... کلماتم که اینگونه صلاح دانستند.
دیدگاه ها (۴)

می‌خوام کص بگم خواستی ردش کن.

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دوآزدهـم مشکل ما ...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط