Crown
Crown~
P7
در حقیقت، دیار هیچوقت از شغل پدرش درست حسابی سر درنیاورد، اگه دقیق بخوایم بگیم، براش مهم نبود.
فقط میدونست کسب و کار موروثیه.
از پدربزرگش به پدرش رسید، و میدونست در اینده نه چندان دور به خودش برسه، ولی میدونست علاقه ای به شراکت و شرکت داری نداره.
ولی بعد از فوت باباش، نمیتونست بزاره زحمت های چهل ساله پدرش، بیفته دست کسی که یه شبه بتونه خرابش کنه.
باید ازش محافظت میکرد، نه بخاطر خودش، بخاطر پدرش.
حتی نمیدونست چقد ثروت و مال میتونه پشت اون پرونده های خاک خورده و به ظاهر ناچیز توی کمد پدرش قایم شده باشه.
شاید چون براش مهم نبود، هیچوقت بهش فک نکرده بود که نکنه پدرش ازون کله گنده ها بود که چراغ خاموش زندگی میکرد، مثل اینکه دریا داشته باشه و فقط یه استخر نشونش داده باشه.
P7
در حقیقت، دیار هیچوقت از شغل پدرش درست حسابی سر درنیاورد، اگه دقیق بخوایم بگیم، براش مهم نبود.
فقط میدونست کسب و کار موروثیه.
از پدربزرگش به پدرش رسید، و میدونست در اینده نه چندان دور به خودش برسه، ولی میدونست علاقه ای به شراکت و شرکت داری نداره.
ولی بعد از فوت باباش، نمیتونست بزاره زحمت های چهل ساله پدرش، بیفته دست کسی که یه شبه بتونه خرابش کنه.
باید ازش محافظت میکرد، نه بخاطر خودش، بخاطر پدرش.
حتی نمیدونست چقد ثروت و مال میتونه پشت اون پرونده های خاک خورده و به ظاهر ناچیز توی کمد پدرش قایم شده باشه.
شاید چون براش مهم نبود، هیچوقت بهش فک نکرده بود که نکنه پدرش ازون کله گنده ها بود که چراغ خاموش زندگی میکرد، مثل اینکه دریا داشته باشه و فقط یه استخر نشونش داده باشه.
- ۵۰۴
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط