غمی بر سینه‌ام نشسته ، آنچنان سنگین است که نای ندارم کوچک

غمی بر سینه‌ام نشسته ، آنچنان سنگین است که نای ندارم کوچک صدایی بهر کمک از خود بلند کنم..
درد دارد ؛ احساس میکنم قلبم درد میکند.
دیدگاه ها (۰)

نمیدانم که چه بلایی بر سرم آمده است . نمیتوانم خود را از این...

هیچگاه اینقَدَر صریح به زبان نیاورده بوده‌ام اما ؛ همیشه در ...

گاهی اوقات که به چَشمانت خیره میشوم ، احساس میکنم حسی به توه...

اما عزیزکرده . روز هایت را صرف مزاحمت از برای من کن ؛ تمام و...

قلبم درد میکنه ، احساس میکنم دارم توی مشکلات زندگی غرق میشم....

«تکیه دادم به واژگونه شدنتا غمی دیگر اختیار کنمقفس دیگری اگر...

گریه میکنم تا بتوانم دردم را درمان کنم گریه میکنم تا بتوانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط