درژرفنایدرونمنیلبکیمحزونهست

#در_ژرفنای_درونم_نی_لبکی_محزون_هست
هر سال
پاییز که می آید
آنرا بر لبش می نهد
باد در هم می پیچد و
چشم تنهایی خیس می شود و
انتظارم فرو می ریزد و
حیاط شعرم آکنده می شود
از برگ درخت...🗝
دیدگاه ها (۰)

#گل_دارد_نفس_تازه_می‌کند_برای_بهار ...برف می نوشدآب ذخیره می...

#نرم_نرمک_درین_صبح_می‌ساید_تن_بر_تن_شیشهچشم تا کار کند، همچن...

#از_روز_دستبرد_به_باغ_و_بهار_تودارم غنیمت از تو گلی یادگار ت...

#یک_پنجره_برای_دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقهٔ ...

با تو ایمنم و با تو سرشارم از هرچه زیباییست پناهم باش تا سنگ...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

8:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل بعد تمام شدن فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط