نرمنرمکدرینصبحمیسایدتنبرتنشیشه

#نرم_نرمک_درین_صبح_می‌ساید_تن_بر_تن_شیشه
چشم تا کار کند، همچنان باران
می ساید تن بر تن شیشه
شیشه ی من، شیشه ی همسایه
من خوشم با باران
زندگی دارم چنین ساده، چنین روان
چونان سر خوردن باران بر گونه ی شیشه
می توان امروز
در جستجوی احساس رفت
پای هر گل نشست و نغمه ای خواند
قناری را تمرین پرواز داد
می توان به زیر سقف آسمان عمود ایستاد
قطره ی باران را بوسید
سرودی خواند
ترانه ای نوشت
دلی شاد کرد
یار من ای باران
آمدی ساده
شدی با من یک رنگ، یک دل
ببر مرا با خود پشت هر شیشه
تا نرم نرمک بکوبم شیشه ی احساس هر خانه
پنجره هایشان را بگشایم سوی شوق
سوی باغچه و گل...🏆
دیدگاه ها (۲)

#اذان_عاشقی_خواندی_گمانم_وقت_دیدار_است*دلم را پس نمیگیرم بدو...

#در_ڪوچہ‌هاے_یخ‌زده‌ے_شهــرِ_بے‌فروغگـــرمےِ چشمهاے تـو در ب...

#گل_دارد_نفس_تازه_می‌کند_برای_بهار ...برف می نوشدآب ذخیره می...

#در_ژرفنای_درونم_نی_لبکی_محزون_هستهر سالپاییز که می آیدآنرا ...

ای روزهای خوب که در راهید!ای #جاده های گمشده در #مه !ای روزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط