اعتمادم را گرفته‌اند رفیق می‌ترسم حتی از حالم برایت بگوی

اعتمادم را گرفته‌اند رفیق، می‌ترسم حتی از حالم برایت بگوی

اعتمادم را گرفته‌اند رفیق، می‌ترسم حتی از حالم برایت بگویم، باور می‌کنی؟ یک روزی یک جایی، دلت اهلیِ آدمی می‌شود و از پنهانی‌ترین قسمت‌های احساس و زندگی‌ات برایش حرف می‌زنی، حرف می‌زنی و تسکین پیدا می‌کنی، حرف می‌زنی و آرام می‌شوی، حرف می‌زنی و از رسوا شدن نمی‌ترسی. قبول کن دردناک است ببینی همان آدم، جایی اهلیِ کسی شده و نه فقط خودش، که از ریزترین جزئیات وجود تو برایش حرف زده.
اعتماد ما را کشتند رفیق. می‌پرسی خوبم؟ -خوبم، همه چیز خوب است، غیر از این، حرفی برای گفتن نیست، انگیزه‌ و دلیلی برای آرام شدن نیست.
من مدت‌هاست که دیگر حرفی برای گفتن ندارم...
با هیچ‌کس...💔

#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲)

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط