گفت:

گفت:
عشق نه، بیا تا همیشه دوست بمانیم!
دستش را رها کردم گفتم:
ببخشید ما به کسی که
برایش روزی چندبار از درون فرو میریزیم
دوست نمی گوییم...

فرید صارمی
دیدگاه ها (۲۵)

زندگی از اونجایی سخت شد کهواسه عادی ترین خواسته هامون همکلی ...

آروم آرومبهـار داره دانلود ميشه🌸🍃████████▒ ٩۵ /۵ %اینـک بهـا...

به امید تابش نور خورشید بر ما، مردمانِ کُهن‌سرزمینِ ایران.از...

اگر در بازی شطرنج یک مهره ی مؤنث (زن) وجود داشت ،بدون شک پاد...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=22(فصل2)فرید: اوههه پس مبارکهههحامیم: نه...

P²⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

چند پارتی

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ² | پارتـ ²🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط