My Vampire Mate Season 2 part : ۲۴

متاسفانه حالا دقیقا میدانست که وقتی جیمین تغییر شکل می‌دهد چه شکلی می‌شود
این مانند تصور لرزان یک پروژکتور روی جیمین بود که با چیزی وحشیانه و حیوانی روشن و خاموش میشد که با تسلطی مطلق به اِما خیره شده بود و حالا روی تخت بود
_ اِما چیزی که شب قبل دیدی...چیزی نیست که من هستم
نور آتش سایه هایی رو صورتش می‌انداخت و چهره‌ی واقعی جیمین را به او یادآوری میکرد
_ این فقط بخش کوچیکی از منه و من میتونم کنترلش کنم
+ کنترل؟
به آرامی سر تکان داد
+ پس تو خودت تصمیم گرفته بودی اون روز نزدیک فرودگاه روی زمین و توی هتل توی پاریس بهم حمله کنی؟ و وقتی میخواستی منو خفه کنی تحت کنترل خودت بودی و واقعا میخواستی اینکارو بکنی؟
_ باید یه چیزاییو برات توضیح بدم میدونی که توسط هورد زندانی شدم ولی نمیدونی که من....شکنجه شدم‌...این روی رفتار و تفکرم تاثیر گذاشته
اِما میدانست او شکنجه شده ولی نمیدانست چطور این را میداند
+ اونا باهات چیکار کردن؟
حالت صورتش محتاط شد
_ هیچوقت این جزئیاتو بهت نمیگم، چرا بهم نگفتی که نیمه والکری هستی؟
+ چه تفاوتی ایجاد میکرد؟ من هنوز یه خون آشامم و خاله هام هنوزم دشمن های توان
_ نه نیستن
تاکید کرد
_ من زن های پری که توی قاره‌ی دیگه ای زندگی میکننو جزو دشمن هام حساب نمیارم
لحن منزجرش به همان اندازه که اگر اعتراف میکرد آنها دشمنانش هستند بد بود
+ کی آنیکا میاد دنبالم ؟
جیمین چشمانش را باریک کرد
_ تو بهم قول دادی تا ماه کامل میمونی
اِما نفس سختی کشید
+ اون نمی...اون دنبالم نمیاد؟
_ الان نه
لب هایش با ناباوری باز شد
+ باور نکردینه! چون تو از این رد شدی بزار من این قوانینو دوباره مروز کنم. اولیش اینه وقتی اِما نزدیکه توسط خون‌آشام ها کشته بشه مثل بچه کوچولو ها از یه لیکا یه کارت خروج از زندان میگیره { توی بازی مونوپولی یه کارته که جدیدا به یه استعاره‌ی محبوب برای افراد بکار میره که یه نفرو تو وضعیت نامطلوبی میخوان سواستفاده کنن که این سواستفاده ها اکثرا ج*ن*سی*ه}
انگشت دومش را بلند کرد
+ بعدی؟حالا که خاله هام میدونن تو چی هستی اگر فورا منو به محفلم نفرستی تو رو میکشن بهترین کار ممکن اینه که هر چه زودتر ولم کنی
_ اگه بتونن اینجارو پیدا کنن سزاوارش هستن که سیعشونو بکنن
با فهمیدن اینکه چقدر در این مورد قاطع است لب پایینی اش لرزید
+ وقتی بیشتر از همیشه به خانوادم نیاز دارم میخوام منو ازشون دور نگه داری؟
یک قطره اشک داغ روی گونه‌اش جاری شد
قبلا با دیدن اشک هایش احساس تنفر کرده بود حالا بنظر میرسید برایش...شکنجه آور است و بسرعت به سمت او رفت تا آن را پاک کند
_ تو دلت میخواد بری خونه و میری ولی چند روز دیر‌تر
به خودش زحمت پنهان کردن ناامیدی اش را نداد و پرسید : + چند روز چه تفاوتی ایجاد میکنه؟
_ من همین سوالو ازت میپرسم
اِما دندان هایش را به هم سابید و جنگید تا اشک هایش بدتر و شدیدتر نشود
جیمین صورتش را قاب گرفت و با شستش گونه اش را نوازش کرد وقتی حرف زد صدایش خشن بود
_ زن ، اگه قراره برای مدت کوتاهی اینجا نگهت دارم دلم نمیخواد باهات دعوا کنم برای الان بزار کینوان رو نشونت بدم
ایستاد و به‌سمت پرده های ضخیم رفت آن را باز کرد سپس به سمت او برگشت هر چند اِما بدنش را منقبض کرد جیمین او را در آغوش گرفت و به سمت بالکن بزرگ اتاقش برد
_ عافلگیر میشی اگر بفهمی اینجا هنوز هم مال منه نه والمارت
بیرون ماه را دید که بر فراز قلعه ای باشکوه می‌درخشد و بنای باستانی و چمنزارهای عالی اش را روشن می‌کند مه دور ماه میغلتید و کمی همه چیز را تیره کرده بود
به فاصله ی دوری اشاره کرد
_ احتمالا نمیتونی دیوار های دور املاکمو ببینی ولی باید بدونی که تا وقتی اونها هستن در امانی
وقتی باسنش را روی نرده گذاشت با اینکه جیمین کمرش را نگه داشته بود پاهایش را از نرده ها رد کرد
دید که لیکا با اخم متوجه این شده ولی اشاره ای به این موضوع نکرد در عوض پرسید
_ نظرت چیه؟
احساس غرور میکرد همانطور که باید با داشتن چنین مکانی اینکار را بکند
در میان نمای سنگی ساختمان قلعه سازه های خیره کننده ای از آجر چینی وجود داشت که پنجره ها را قاب میگرفت و پیاده رو ها و شومینه ی بزرگ اتاق خوابش هماهنگ بود
باغ ها فوقالعاده بودند و اگر بقیه قلعه به زیبایی اتاق خوابش آراسته میشد پس کینوان چیزی مجللی از آب در میامد در اراده‌ی حساسیت های والکریایی اش نبود که از این لذت نبرد
_ خب؟

سلام به عزیزان گلم امیدوارم حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۱۵)

My Vampire Mate Season 2 part : 25

My Vampire Mate Season 2 part : 26

My Vampire Mate Season 2 part : ۲۳

My lovely neighbor part : 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط